وب2010

تاثير اينترنت بر فيلم، موزيك، كتاب، روزنامه و…

Posted in اینترنت by mhmazidi on آوریل 20, 2010

اين نوشته هم ممكن است در تضاد با بسياري از واقعياتي باشد كه شما آن را بديهي فرض كرده‌ايد. كماكان ان را بگذاريد به حساب « پريشان گويي‌هاي فلان بن هيچ كس». اگر خواستيد آن را جدي بگيريد مي‌توان در كانتها بيشتر در مورد آن بحث كرد.

چيزي كه در اين مطلب تحت عنوان «محصولات فرهنگي» از آنها نام برده مي‌شود اشاره به دسته‌اي از كالاها دارد كه بار فرهنگي داشته، توليدكننده زحمات فكري زيادي براي آن متقبل شده و طبعا انتظار دارد متناسب با آن زحمات، بهايي متناسب دريافت كند. شايد از همينجا باشد كه مفهوم «كپي رايت» سربرآورده باشد. فارغ از اين كه «كپي رايت» يك مفهوم درست هست يا غلط؟ يك مفهوم براي حمايت از توليدكننده هنري است يا براي استثمار مصرف كننده؟ و…. بايد پذيرفت كه در دنياي كنوني چيزي به نام «كپي رايت» سالهاست در تمام كشورهاي مدرن مورد پذيرش و اجرا قرار گرفته است. قبل از شروع بحث اين مطلب بديهي را ذكر كنم كه چون در كشور ما «كپي رايت» به معنايي كه در تمام دنيا مرسوم هست جايگاهي ندارد، پس هيچ‌كدام از مطالب اين بحث ربطي به كشور ما ندارد.

معتقدم اينترنت – جدا از تاثيرات مثبت يا منفي آن بر روي محصولات فرهنگي- كلا مفهوم كپي رايت را متحول كرده است! معتقدم اگرچه شركتها و موسسات حامي «كپي رايت» به شدت هرچه تمام‌تر سختگيري‌هاي لازم را در مورد اجراي كپي رايت در تمام كشورهاي متعهد به اين قضيه دنبال مي‌كنند اما دير يا زود بايد در تفكر خود تجديدنظري اساسي كنند[ كما اينكه تاكنون هم عقب نشيني‌هاي بسياري برخلاف ميلشان داشته‌اند اما هنوز كافي نيست!! ] .مي‌خواهيم نيم نگاهي داشته باشم به آينده احتمالي كه در انتظار هركدام از اين مدياها- يا همان محصولات فرهنگي- خواهد بود. طبعا آينده بصورت كامل قابل پيش بيني نيست اما بعضي حدسها را مي‌توان تا حدودي صائب دانست:

بنظرم تمامي توليدكنندگان محصولات فرهنگي بايد دو نسخه از هر محصول را در ذهن خود مجسم كنند:

١- نسخه مجازي(آنلاين) آن محصول

٢-نسخه‌اي از ان محصول در دنياي واقعي.

دير يا زود همگان مجبورند- مجبورند نه اين كه راغب خواهند بود!- كه نسخه آنلاين را رايگان عرضه كنند. نكته كليدي بحثم همين است: اينترنت شما را مجبور مي‌كند

هرچيز كه قابل تبديل شدن به صفر و يك هست را رايگان عرضه كنيد!

فيلم: مهمترين حامي كپي‌رايت كماكان كمپانيهاي فيلم سازي هستند. بنظرم اين كمپانيها بهتر است خودشان نسخه آنلاين هر فيلم را به صورت رايگان در اينترنت قرار دهند. به خوبي مي‌دانيد كه سرعت اينترنت در نقاط مختلف دنيا آنقدر زياد هست كه به راحتي مي‌توانند يك فيلم را با كيفيت DVD در چند دقيقه دانلود كنند. شايد بتوانند سايتي مثل رپيدشير يا نمونه‌هاي ديگر را تعطيل كنند، حتي بعضي از سايتها و سرويسهاى مربوط به بيت تورنت را. اما تكنولوژي بيت تورنت  و موارد مشابه را كه نمي‌توانند حذف كنند. بجاي حذف اين تكنولوژيها بهتر است وجود آنها را پذيرفته و خودشان را با شرايط جديد تطبيق دهند.

اما اين كمپانيها چگونه هزينه‌هاي سنگين هر فيلم را تامين كنند؟ تصور من براين است كه هرچقدر هم فيلمها به صورت انلاين در دسترس باشند اما تجربه ديدن يك فيلم در سينما-آنهم سينماهاي مدرن امروزي با امكانات فوق تصور- تجربه‌اي نيست كه بسياري از افراد بخواهند از آن چشم پوشي كنند.

چيزي كه دنياي انلاين نمي‌تواند به انسانها بدهد همين اجراي زنده هست: كمپانيها بايد به سمتي بروند كه دنياي انلاين توانايي ايجاد آن را نداشته باشد. شايد مثال دقيق نباشد. اما دقت كنيد هنري مثل تئاتر كمتر از دست اينترنت نالان است!

موزيك: كپي رايت در هيچ صنعتي به اندازه موزيك، آسيب نديده و نقض نشده است. اما مي‌بينيم كه كماكان صنعت موسيقي به حيات خود ادامه مي‌ دهد. در اينجا نيز معتقدم توليدكنندگان موسيقي بايد نسخه‌اي از آثار خود را به صورت رايگان بر روي اينترنت عرضه كنند. اين اتفاق البته هم‌اكنون براي بعضي از ترك‌هاي خوانندگان انجام مي‌شود. از طرف ديگر برخلاف سابق كه شخص مجبور بود تمام آهنگهاي يك آلبوم را در قالب يك سي دي به قيمت چندين دلار بخرد، امروزه مي‌تواند هر ترك موزيك را به قيمتي نازل-اكثرا زير يك دلار- از فروشگاه آي‌تيونز دريافت كند. اگرچه اين تحول بزرگي در صنعت موزيك بود و هست اما بازهم كافي نيست!

صنعت موزيك- مثل صنعت سينما- بايد تجربه‌اي زنده در دنياي واقعي ايجاد كند كه دنياي انلاين توان ايجادش را نداشته باشد. به عبارت ساده‌تر شايد روزي برسد كه درآمد اصلي اين صنعت از اجراي زنده و كنسرتها بشود در حالي كه آلبومها رايگان و قانوني در اينترنت منتشر مي‌گردند.

كتاب: ورود آي‌پد اپل مفهوم كتاب خواندن را تغيير خواهد داد. كتابهاي بسياري بر روي وسايل الكترونيكي مثل آي‌پد مطالعه خواهند شد. اگرچه كتابهاي كلاسيك و آكادميك، كتابهاي فلسفي و ادبي سنگين تا مدتها در برابر اين موج مقاومت خواهند كرد- كه يكي از دلايل ساده آن عادت كتاب‌خوانها به فرمت كلاسيك كتاب يعني جسمي فيزيكي است و دليل ديگر نفرت و بدبيني جماعت كتاب خوان نسبت به تحولات تكنولوژيك- اما به مرور مي‌توان تصور كرد كه تمامي كتابها در كنار نسخه فيزيكي خود يك نسخه ديجيتالي نيز خواهند داشت. در حال حاضر اپل در حال همكاري با ناشران بزرگ كتاب است كه به يك راه‌حل منطقي براي فروش كتب ديجيتالي در فروشگاه ibooks خود برسد- همانند فروش قطعات موزيك و فيلمها و سريالهاي تلويزيوني. اين اتفاق منجر مي‌شود به ظهور كتب ديجيتالي فراواني كه بعضي رايگان هستند و بعضي هم با قيمتهاي نازل.

اما معتقدم در گذر زمان كتابها نيز مجبورند نسخه ديجيتالي خود را رايگان عرضه كنند. اينجا هم ناشرين بايد به تجربه فيزيكي كتابخوانها در دنياي واقعي تكيه نمايند. هرچقدر هم كه كتب الكترونيك و دستگاههاي مربوطه پيشرفت كنند بازهم افراد بيشماري خواهند بود كه شخصا ترجيح مي‌دهند كتاب را همچون جسمي فيزيكي در دست بگيرند و ان را مطالعه كنند. اين اتفاق صرفا محدود به نسلهاي گذشته نخواهد بود. نسلهاي آينده نيز با وجود خو گرفتن به كتب الكترونيك، كتب فيزيكي را كامل از كتابخانه خود حذف نخواهند كرد.

روزنامه- مجله و كلا نشريات: بنظرم ژورناليستها پيش از ديگران به تغييرات بنيادين اينترنت بر حوزه كاري خود گردن نهاده‌اند. در اينجا هم ژورناليستها و كمپانيهاي نشر ژورنال مجبورند محتويات انلاين خود را رايگان عرضه كنند. در مقابل نسخ چاپي-كاغذي آنها اگرچه با فروش كمتري نسب به قبل از ظهور اينترنت مواجه شده‌اند اما كماكان خوانندگان ثابت و خاص خود را دارند.

اين ليست را مي‌توان براي ساير موارد نيز ادامه داد: از جمله نرم‌افزارها ، برنامه‌هاي تلويزيوني، ويديوها ، گيم‌ها و … در اين موارد هم من معتقدم توليدكنندگان بايد نحوه تفكر خود را عوض كنند: يعني بجاي اين كه اول محصولي را توليد كنند و بعد اينترنت و كاربران آن را موظف كنند كه از شرايط آنها طبعيت كنند؛ بهتر است ابتدا خصوصيات و توانايي‌هاي بيشمار اينترنت را خوب فرابگيرند و بعد محصول خود را به گونه‌اي طراحي، توليد و منتشر كنند كه تجربه‌اي متفاوت و مكمل تجربه آنلاين براي خريداران به همراه داشته باشد.

البته در مورد نرم‌افزارها و سايتهاي اينترنتي هم مي‌توان مدلي متناسب با گفته‌هاي بالا ايجاد كرد. براي مثال يكي از مدلهاي كسب درآمدي كه بنظرم دقيقا منطبق با شرايط روز اينترنت هست مدلهاي كسب درآمد به شيوه   freemium است. يعني ارائه يك محصول(نرم افزار يا سرويس اينترنتي) با دو بسته مختلف: يكي با امكانات محدود اما رايگان براي عامه كاربران و ديگري امكاناتي بيشتر اما همراه با هزينه براي كاربران شركتي، حرفه‌اي و خاص.

طبعا هر روز كه اينترنت گسترش بيشتري مي‌يابد امكانات و مدلهاي بيشتري نيز براي كسب درآمد براساس اينترنت و متناسب با اينترنت اختراع خواهد شد. اين نوشته مي‌خواهد تاكيدي بر يك جمله ساده اما مهم داشته باشد:

هر چيزي بايد خودش را با اينترنت هماهنگ كند اگر كه تمايل به ادامه حيات دارد!

لطفا نوشته‌هاي اين وبلاگ را از طريق فيد اصلي ان دنبال فرماييد. ممنون از حمايت شما

٢٦٠٠٠ تومان قيمت اينترنت با سرعت يك گيگابايت در ثانيه

Posted in اینترنت by mhmazidi on آوریل 19, 2010

اپديت: همانگونه كه دوستان هم در كامنتها اشاره كرده‌اند هرجا كه عبارت «بايت» آمده بايد به «بيت» تصحيح شود. عذرخواهي بسيار مرا بخاطر اين اشتباه ببخشيد. اين پست بسيار شتابزده در نيمه‌هاي شب نوشته شد و متاسفانه بدون هيچ گونه ويرايشي منتشر گشت. با اينحال تجربه بسيار خوبي بود براي اين كه بفهمم دوستان مختلف هركدام چگونه در برابر اشتباهاتم واكنش نشان مي‌دهند.ممنون از همه شما كه با دقت نوشته‌ها را دنبال مي‌‏فرماييد.

سرعت اينترنت شما در چه حدي است؟ آيا مثل من مجبوريد از دايال آپ با سرعت ٥٦ كيلوبايت استفاده كنيد؟ يا اينكه از اينترنت مثلا ADSL با سرعت حداكثر ١٢٨ كيلوبايت براي كاربر خانگي استفاده مي‌كنيد؟ [بگذريم كه همين ٥٦ و ١٢٨ هم دروغين است!! ]

بعضي وقتها مي‌گوييم فلان كشور عقب مانده است. كلمه «عقب مانده» آنقدر استفاده شده كه كم‌كم معنا و مفهومش كاملا لمس نمي‌شود. در اينطور موارد بد نيست يك مقايسه‌اي انجام شود تا عمق فاجعه مشخص گردد.

هنگ كنگ از اين ماه اينترنت با سرعت ١ گيگابايت به شهروندانش ارائه مي‌دهد

symmetrical 1 Gbps service for just $26 a month

براي اين كه دقيق متوجه مفهوم جمله بالا شويم بد نيست چند چيز بديهي را بخاطر بياوريم:

هر ١٠٠٠ كيلوبايت برابر است با ١ مگابايت

هر ١٠٠٠ مگابايت برابر است با ١ گيگابايت

در نتيجه هر ١٠٠٠،٠٠٠ كيلوبايت برابر مي‌شود با ١ گيگابايت.

در هنگ كنگ ١ گيگابايت يا همان ١٠٠٠،٠٠٠ كيولابيت را مي‌دهند ٢٦ دلار ( تقريبا ٢٦ هزار تومان)

در ايران اينترنت ١٢٨ كيلوبايت را مي‌دهند ماهي چند؟

نكته: بجز قيمت توجه بفرماييد كه وزير مخابرات قبلي فرمودند كاربر ايراني نيازي به بيشتر از ٥١٢ كيلوبايت ندارد. از آن طرف چند وقتي هم مي‌شود كه به كاربران خانگي بالاتر از ١٢٨ كيلوبايت نمي‌دهند.

حال تصور كنيد: در هنگ كنگ،وزير مخابراتش بگويد كاربر هنگ كنگي نياز به اينترنت بيش از ٥١٢ ندارد. و يا كاربران خانگي ان حداكثر سرعت اينترنت آنها بشود ١٢٨ كيلوبايت!

بنظرم بد نيست قيافه چشم بادامي‌ها را براي لحظاتي تجسم كنيم.

حالا فهميديد معناي عقب ماندگي چيست؟

اين بار كه خواستيد پول شارژ اينترنت را بپردازيد به ياد اين نوشته بيافتيد!

نوشته هاي اين وبلاگ را از طريق فيد اصلي آن دنبال كنيد. ممنونم

سال89: سال بلاگفا

Posted in اینترنت, اجتماعی by mhmazidi on آوریل 3, 2010

روز 13 فروردین بدلیل همزمانی با اول اوریل چندان نمی شود به اخبار اعتماد کرد.به همین دلیل 24 ساعتی از اینترنت خودم را دور نگه می دارم.پس از این مدت وقتی صفحه گوگل ریدر را باز می کنم با این عبارت دلخراش مواجه می شوم:  ثبت وبلاگ در «بلاگر» فیل….تر(بلاک) شده است.

امسال عیدیهای مخابرات یکی از دیگری مهیج تر است. شاید خبردار نشده باشید اما مدتهاست که ثبت وبلاگ در وردپرس.کام هم بلاک شده است.

این دو نکته را بگذارید در کنار صفحه جدید فیل….تر….ینگ مخابرات که شما را به سمت ایجاد وبلاگ در سرویسهای وطنی مثل بلاگفا و پرشین بلاگ هدایت می کند. در مورد پرشین بلاگ اوضاع تاحدودی مشخص است: صاحب پرشین بلاگ در یکی دو روز مانده به عید دستگیر و زندانی می شود. پس قرار گرفتن نام پرشین بلاگ در این لیست بیشتر احساس فرمالیته بودن در من ایجاد می کند.

اما کماکان نام «بلاگفا» در این لیست برای شخص من سوالات فراوانی ایجاد کرده.

در این پست روی سخنم با شخص مدیریت محترم بلاگفا است: آقای شیرازی! بگذریم از این که یکی دوسال قبل در وبلاگتان سعی داشتید به نوعی وردپرس را به اسرائیل مرتبط کنید. ان را فقط افرادی مثل من هرگز فراموش نخواهند کرد اما اکثریت چندان اهمیتی بدان ندادند. اما اینجا جایی است که باید تکلیف خودتان را نه با ما- یعنی کاربران اینترنتی- بلکه در درجه اول با خودتان و ارزشهایی که بدان معتقد هستید – اگر که معتقد هستید!- مشخص کنید.

درست است که وردپرس.کام و بلاگر رقبای خارجی شما و پرشین بلاگ و میهن بلاگ و… رقبای داخلی شما هستند. اما با توجه به شناختی که از شما وجود دارد- متاسفانه من شخصا افتخار زیارت و اشنایی نزدیک با شما را نداشته ام اما بسیاری از افراد در زمانی که نقدهایی بر شما و بلاگفا می نوشتم به روشهای گوناگون با من تماس می گرفتند و اصرار فراوان داشتند که شما را شخصا از نزدیک می شناسند و انگونه که تصور می شود شخصیت شما نیست و شخصیت واقعی شما بسیار متین و همراه با احترام به رقباست- توقعاتی نیز در ما کاربران اینترنتی احساس می شود:

یکی از بنیادیترین سوالهایی که همیشه و در تمام این سالها در ذهن من موج می زد این بود: چرا شما در برابر بلاک شدن یا حذف اینترنتی یا حذف فیزیکی رقبای داخلی یا خارجی خود هیچ گونه موضع گیری نمی کنید؟ آیا این درست است که من نوعی تصور کنم شما با سکوت خود به نوعی از این اتفاقات خرسند هستید؟ یعنی آیا شما برای رقابت حد و حریمی قایلید؟ یا اینکه تنها به ماندن در این رقابت به هرشکل ممکن توجه دارید؟

ساده تر بگویم: از این که مسئول پرشین بلاگ به زندان بیافتد خوشحال می شوید؟ از این که امکان ثبت وبلاگ در بلاگر و وردپرس.کام مسدود می شود راضی هستید؟

اگر وردپرس و بلاگر و حتی سرویسهایی مثل پرشین بلاگ و … که حامی پرنفوذی ندارند در زیر تیغ سانسور قرار گیرند شما در خودتان این احساس را ندارید که باید از حقوق مسلم رقبای خود دفاع کنید؟

آقای شیرازی! اینها و بسیاری سوالات دیگر ممکن است هرگز در سطح و سیع و در مجامع رسمی مطرح نشوند. اما مطمئن باشید از ذهن و حافظه تاریخی اینترنتی این مرز و بوم هرگز پاک نخواهند شد.

CD مرده است به دنیای دانلود پا بگذارید

Posted in اینترنت by mhmazidi on ژانویه 10, 2009

این سخن از من نیست بلکه پیشنهاد یکی از معتبرترین موسسات تحقیقاتی به اسم گارتنر است خطاب به کمپانی های تولیدکننده و توزیع کننده موزیک.

موسسه گاتنر قویا معتقد است که دوران پخش موزیک بر روی CD به پایان رسیده است. گارتنر پیشنهاد کرده که گذار از فضای CD به توزیع دیجیتال و آنلاین حتی قبل از کریسمس سال ۲۰۰۹ باشد!! این گذار مدتها در حال انجام بود اما به آرامی و تاکنون موسسه معتبر و بزرگی مثل گارتنر نیز چنین صریح و شفاف پیشنهاد نکرده بود.

گارتنر معتقد است با وجود اینترنت پرسرعت٬ ارتباطات WI-FI ٬ نتبوکها و گوشی های موبایل که همگی به اینترنت های پرسرعت دسترسی دارند دیگر زمان ان رسیده که توزیع و پخش موزیک بر روی CD به فراموشی سپرده شود.

صنعت موسیقی از سال ۱۹۸۵ تاکنون ارتباط بسیار خوبی با CD داشته است. اوج موفقیت در فروش CD در سالهای پایانی قرن بیستم بود اما پس از آن فروش CD با افت بسیار شدیدی مواجه شد و این روند مرتبا در حال تشدید است.

گارتنر معتقد است صنعت موسیقی دیگر نمی تواند از مدلهای قدیمی خود کسب درآمد هنگفت کند.آنها باید دنیای دیجیتال را خط مقدم کسب و کار خود بکنند.

تحلیل:

– این نوشته را مدتها قبل خواستم منتشر کنم. در این بین فروشگاه آی تیونز اپل نیز خبر داد که زین پس موزیک های خود را به صورت DRM-free به فروش می رساند.به عبارتی کسی که موزیک را از این فروشگاه انلاین خریداری می کند می تواند ان را بر روی هر دستگاه پخش کننده و در هر زمان و به هرتعداد دفعه گوش دهد و … و بطور کلی دیگر محدودیتهای قانون DRM گریبانگیرش نخواهد بود.

-شاید کل نوشته های بالا برای کاربر ایرانی بی اهمیت باشد. او سالهاست که به راحتی کپی های بسیار راحت از موزیک را تهیه می کند و به راحتی نیز انها را از اینترنت دانلود می نماید. بحثی در این زمینه نداریم!! اینجا بحث ما بر سر شخص کاربر و مصرف کننده(ایرانی) نیست بلکه بحث برسر کل صنعت تولید و توزیع موزیک در سرتاسر جهان است. در صورتی که شرکتهای تولیدکننده موزیک به توصیه های گارتنر و بسیاری دیگر از فعالان موزیک انلاین مثل اپل تن دهند٬ در ان صورت معنا و مفهوم تولید و توزیع موزیک دستخوش تحولات بسیاری خواهد شد.

-البته فراموش نکنید: صاحبان صنعت موزیک همانند صاحبان صنعت فیلم بسیار محافظه کار هستند. آنها در مورد امپراتوری پولساز خود محتاط و بشدت وسواسی هستند. سخت است که انتظار داشته باشیم آنقدر هوشمند باشند که ذات اینترنت را به سرعت و خوب درک کنند. 🙂 باید به انها فرصت دهیم.

-البته خود CD ممکن است تا سالیان سال به حیات خود ادامه دهد- همانگونه که بسیاری هم اکنون صفحات گرامافون نگه می دارند یا نوارهای کاست. مسئله این است که همیشه در برابر شتاب گیج کننده تکنولوژی٬ هستند افرادی که سعی می کنند با چسبیدن به نسل قبلی تکنولوژی٬ احساسی نوستالژیک را برای خود زنده نگه دارند.

مرتبط: مدتها قبل خواستم مطلبی منتشر کنم در مورد کل محصولات فرهنگی و رسانه ها در عصر اینترنت و آینده احتمالی انها. حرفهای ان مطلب برای آن موقع آنقدر رادیکال بنظر می آمد که ترسیدم حتی بلندپروازانه ترین افکار را هم به واکنش وا دارد. این توصیه گارتنر را داشته باشیم تا وقتی که نوشته هایی دیگر از منابع معتبر منتشر شود و آنگاه بتوان با مدارک بیشتری آن مطلب رادیکال را منتشر کرد. به امید آن روز

thanks

Posted in اینترنت by mhmazidi on اوت 15, 2008
Mallard (Female), Burnaby Lake Regional Park (...

Image via Wikipedia

 

 

اين پست براي مخاطب عام نوشته نشده. در اينجا فقط مي‌خواهم از بعضي از دوستان تشكر ويژه كنم. بسيار ممنونم از همه عزيزاني كه با من و اين وبلاگ همراه هستند اما اجازه دهيد به چند مورد اشاره خاص كنم:

اول:  زهرای عزيز كه از دوستان وبلاگي قديمي من در وردپرس دات  كام است و بر من منت گذاشته و هيدر اين وبلاگ را طراحي كرده است. بنظر خودم كه هيدر بسيار زيبا و ساده‌اي است .از او بابت اين محبتش، بينهايت سپاسگذارم.البته لوگوهاي زيبايي نيز طراحي كرده كه از انها نيز استفاده خواهم كرد.

دوم:اين وبلاگ خواننده‌گان فهيمي دارد.بعضي از اين عزيزان گاه براي روشن شدن مطلب در كامنتها، نكته‌اي را تصحيح مي‌كنند يا تذكر مي‌دهند يا اضافه مي‌كنند. با بسياري از دوستان قديمي آشنا هستيم.اما اخيرا يك كامنت‌گذار بسيار بسيار محترم نيز به جمع ما اضافه شده است: مهرداد عزيز كه در طي چندين پست اخير كامنتهايي بسيار بسيار مفيد براي اين وبلاگ نوشته است.براي مثال اينجا و اينجا را ببينيد.

و درآخر: تمام دوستان عزيز و نازنيني كه در سايت محبوبم فرندفيد حضور دارند. شايد آنها باور نكنند اما من شخصا تك‌تك عزيزاني كه در فرندفيد هستند را دوست دارم. در اين مدت ازآنها بسيار بسيار زياد آموختم. مطالب جديد فراواني كشف كردم، عكسهاي زيباي زيادي ديدم. ويديوهايي متفاوت يافتم و مطالب مفرح به وفور مطالعه كردم. فرندفيد اكنون تبديل به مكان اول من در اينترنت شده است و اين همه را مديون تك‌تك عزيزاني هستم كه در آنجا حضور دارند و با فعاليت خوبشان آن را پربار مي‌كنند.از همه شما ممنونم بخاطر اين همه خوبي كه در حق من مي‌كنيد. 

تك‌كرانچ ايران

Posted in اینترنت by mhmazidi on اوت 14, 2008

روزی كه شروع به وبلاگ‌نويسي كردم خيلي دوست داشتم تبديل به تك‌كرانچ ايران شوم. همانطور كه شما نيز مي‌دانيد وبلاگ تك‌كرانچ techcrunch.com يكي از 3 وبلاگ برتر آي‌تی جهان در اين سالها بوده و همچنين رفرنس بسياري از وبلاگ‌نويسان آي‌تي در دنيا. وبلاگي كه لحظه به لحظه از ان بسيار آموخته‌ام.

اما مدت اندكي كه گذشت فهميدم تك‌كرانچ (حتي در سايز و اندازه ايران)شدن اگر محال نباشد، غيرممكن است!!! امروز كه براي يافتن مطلبي به صفحه وبلاگ ان سرزدم( چون مدت طولاني است مطالبش را از طريق فيد دنبال مي‌كنم) متوجه نكته ساده‌اي شدم: تعداد مشتركان فيد وبلاگ تك‌كرانچ 900,000 نفر بوده است! اين عدد را مقايسه كنيد با 1900 مشترك فيد اين وبلاگ. به بيان ساده: حرفي كه در تك‌كرانچ گفته مي‌شود 450 برابر بيش از نوشته‌هاي اين وبلاگ خوانده مي‌شود!!

اين پست در درجه اول بيان احترامي است به يكي از باارزشترين منابع مطالعاتي من در وبلاگستان و در درجه بعد يادآوري اين مطلب به خودم و دوستان كه هنوز كارهاي بينهايت زيادي است كه بايد در وبلاگستان فارسي انجام دهيم.

techcrunch.com

آيا دوران “بلاگفا” به سر رسيده است؟

Posted in اینترنت by mhmazidi on ژوئن 22, 2008

سايت الكسا يكي از قديمي‌ترين منابع براي تحليل وب است.تا چندماه قبل مكانيسم‌هاي تحليل الكسا بگونه‌اي بود كه بسياري ان را ناقص مي‌دانستند.اخيرا الكسا الگوريتمهاي تحليلي خود را بهبود بخشيده است. با اين حال هنوز هم آمارهاي الكسا حكم “وحي منزل” را ندارند ولي كمك بسيار خوب-هرچند ناكاملي هستند- براي تحليل و بررسي وضعيت وب.

اگر بخاطر داشته باشيد بارها در همين وبلاگ به اين آدرس سر زديم. در اين ادرس ليست 100 سايت برتر(و محبوب‌تر) در بين كاربران ايراني را مي‌بينيم.اگر بخاطر داشته باشيد ما در نوشته‌هاي قبلي وضعيت سرويسهاي رايگان وبلاگي را با دقت بيشتري نسبت به سايرين دنبال مي‌كرديم.اين سرويسها عبارت بودند از : بلاگفا- ميهن بلاگ-بلاگ‌اسكاي-پرشين بلاگ  و از طرف ديگر “بلاگر/ وردپرس”.

وضعيت كنوني اين ليست نسبت به اخرين باري كه در مورد ان نوشتيم تغييراتي كرده است:

-بلاگفا: هنوز در مكان سوم قرار دارد.

-ميهن بلاگ: در گذشته در مكان چهارم قرار داشت.اكنون ميهن بلاگ به رده 12 سقوط كرده است.

-بلاگ اسكاي: با سه پله نزول به مكان 14 جدول سقوط كرده است.

-پرشين بلاگ:در رده 16 جدول قرار دارد.پرشين بلاگ مدتهاست كه در همين جاي جدول-با يكي دو پله بالا و پايين رفتن- جا خوش كرده است.

-بلاگر: بيشترين و عظيم‌ترين تغييرات را سرويس بلاگر(blogspot.com) به خود ديده است.بلاگر كه زماني در مكان 10-15 جدول بود اكنون در رده چهارم قرار گرفته!! كاملا درست است.بلاگفا در پشت سرخود غول وبلاگ‌نويسي جهان (سرويس بلاگر) را احساس مي‌كند.

-وردپرس: وردپرس در رده 11 جدول قرار دارد. اكنون وردپرس توانسته سه سرويس وبلاگ‌نويسي وطني را پشت سر بگذارد: ميهن‌بلاگ ، بلاگ اسكاي و پرشين بلاگ.

نتايج:

بازهم سخنان قبلي را بايد تكرار كنيم: مسئولين سرويسهاي وطني بهتر است تغييراتي در ديدگاه خود ايجاد كنند.اين جريان(قوت گرفتن بلاگر/وردپرس و ضعف سرويسهاي وطني) به نظر مي‌رسد مرتبا تشديد شود.اگر تاكنون چندان اهميتي براي اين وضعيت قايل نبودند اكنون زمان خوبي براي تغيير در رفتارهايشان است.

1- اين قسمت از بازار ديگر توانايي تراكم اين همه سرويس ريز و درشت را ندارد. بهترين و منطقي‌ترين كار اين است كه ادغامي صورت گيرد(هرچند بسيار دور از ذهن بنظر برسد).ادغام اين همه سرويسهاي گوناگون و تبديل آنها به يكي دو سرويس مي‌تواند وضعيت آشفته اين سرويسها را اندكي بهبود بخشد تا بتوانند با رقباي قدر خارجي خود رقابت بهتري داشته باشند.

2- مديران بلاگفا بهتر است وضعيت كنوني محبوبيت بلاگر را جدي بگيرند. همانگونه كه بلاگر ساير سرويسها را كنار زد، بلاگفا را نيز مي‌تواند در پشت سر خود بجاي بگذارد. از دست دادن مكان سوم جدول و كاهش محبوبيت بلاگفا، نه تنها منجر به ريزش وبلاگ‌نويسان از سرويس بلاگفا خواهد شد بلكه به دنبال ان علاقه افراد براي پرداخت هزينه جهت قرار دادن تبليغات در بلاگفا كاهش خواهد يافت.كاهش درامد ناشي از تبليغات به همان نسبت مي‌تواند به فلج شدن بيشتر بلاگفا منجر گردد.

3- وردپرس(wordpress.com) هنوز راه زيادي در پيش دارد.كساني كه علاقه‌مند به گسترش اين سرويس ( و البته نسخه اصلي و اوپن سورس ان در wordpress.org) هستند، بازهم بايد به تلاش خود جهت معرفي بيشتر اين سرويس به كاربران وب اقدام كنند.

= چند نكته در مورد ساير سايتها:

فليكر: در رده 62 جدول قرار دارد.لياقت اين سايت بسيار بيش از اينهاست.بايد تلاش بيشتري براي گسترش فليكر شود؛ هرچند مدتهاست كه در بسياري از نقاط كشور بلوكه است.

فيس بوك: تاكنون فيس بوك در اين ليست نبوده است. اما امروز شما مي‌توانيد فيس بوك را در رده 78 جدول پيدا كنيد. فيس بوك نيز به دليل بلوكه بودن در داخل كشور پتانسيل واقعي خود را نمي‌تواند بروز دهد.فراموش نكنيم كه اكنون فيس بوك چيزي حدود 120 ميليون كاربر دارد و حتي از ماي اسپيس نيز جلو زده و تبديل به سلطان “شبكه‌هاي اجتماعي” شده است.

بالاترين: با وجود اين كه مدتهاست در داخل كشور بلوكه است اما در رده 89 جدول خودنمايي مي‌كند.

فايرفاكس 3

Posted in اینترنت by mhmazidi on ژوئن 18, 2008

 

Firefox

 

لينك دانلود

بلاگر، وردپرس و بالاترین

Posted in اینترنت by mhmazidi on مارس 28, 2008

در سال گذشته يكي از صفحات وب كه كه مرتب آن را چك مي‌كردم صفحه 100 سايت برتر در ايران از ديد الكسا بوده است. همانطور كه قبلا هم بارها گفته شده اين آمارها وحي منزل نيست اما در شرايطی كه آمار مستدل و قابل اطمينان در وبلاگستان فارسي بسيار كم است آمار الكسا مي‌تواند كمك  خوبي باشد.

قبلا چندين بار از تغييرات رتبه‌بندي سايتها در آمار الكسا برايتان گفتم.در حالي كه يك سال قبل وردپرس حتي در بين 100 سايت نبود،اكنون در رده 14 جدول نشته است.اين نشان مي‌دهد كه محبوبيت وردپرس در ايران -هماهنگ با وبلاگستان جهاني- رشدي انفجارگونه يافته است.

اما رقيب مسن وردپرس، يعني بلاگر وضعيت بهتری دارد. در حالي كه در ماه پاياني سال گذشته بلاگر به ليست 10 سايت برتر وارد شده بود، اكنون مي‌بينيم كه در رده‌‌بندی جديد به رتبه 5 جدول رسيده است!! اين يك موفقيت بسيار بزرگ براي بلاگر است. اكنون بلاگر پس از پشت سر گذاشتن رقباي نه چندان قدرتمندی مثل پرشين‌بلاگ و سپس بلاگ‌اسكای ، در روزهای آغازين سال جديد، ميهن‌بلاگ را نيز كنار زده است.ميهن‌بلاگ براي اولين بار پس از بلاگر در رده 6 جدول صد سايت برتر قرار گرفته است.از آن طرف وردپرس مدتهاست از پرشين‌بلاگ پيشي گرفته و پشت سر بلاگ‌اسكای قرار دارد. وضعيت بلاگفا تغييری نداشته و همچنان در رده سوم قرار دارد.

بايد ديد در سال جديد، رقابت سرويسهاي وبلاگ‌نويسي رايگان داخلی-خارجي به كجا خواهد كشيد. روزهاي آغازين سال كه چندان براي سرويسهاي وطنی خوش يمن نبوده‌اند.بايد ديد در ادامه چه اتفاق خواهد افتاد؟

بالاترين:

براي اولين بار سايت بالاترين به ليست 100 سايت برتر ايران وارد شد و شما مي‌توانيد  آن را در رده 97 ببينيد. بالاترين مدتهاست كه در كشور، بلوكه شده.به همين دليل وارد شدن آن به اين ليست نشان از محبوبيت فزاينده ان -برغم بلوكه شدن- دارد. براي دوست‌داران و علاقه‌مندان اين سايت موفقيت روزافزون آرزو مي‌كنم.

سوال:

به نظر شما آيا اين تغييرات متوقف خواهند شد يا همين‌گونه ادامه خواهند يافت؟ به عبارت ديگر :

1- آيا بلاگر از بلاگفا پيشي‌خواهد گرفت؟

2- آيا وردپرس به ليست 10 سايت برتر وارد مي‌‌شود؟

3-آيا وردپرس مي‌تواند به رتبه ميهن‌بلاگ و بلاگفا نزديك شود؟

4- پيش‌بيني شما از وضعيت رقابت سرويسهاي وبلاگ‌نويسي رايگان داخلي-خارجي در سال جديد چيست؟ به نظر شما در پايان سال 87 آرايش رقبا چگونه خواهد بود؟

5- در سال جديد بالاترين تا چه رتبه‌اي پيش خواهد رفت؟

سال جديد بنظر سال جذابي خواهد بود.بايد ديد!

راهنمای موفقيت در بالاترين برای «بالا اولی‌ها»

Posted in اینترنت by mhmazidi on فوریه 16, 2008

چند روزی است كه مديريت بالاترين تصميم گرفته كاربران جديدي را به ليست خود اضافه كند.عضوگيری از طريق دعوت‌نامه صورت مي‌گيرد.به اين كاربران جديد اصطلاحا بالا اولی گفته مي‌شود. حالا اين بالا اولي‌ها اگر بخواهند در بالاترين موفقيت پيدا كنند بايد از چه روشي استفاده كنند؟ از طولاني بودن بيش از حد متن و همچنين خسته‌كننده بودن اين مبحث براي خوانندگان دائمی وبلاگ، پيشاپيش عذرخواهي مي‌كنم:

1- در درجه اول بستگي دارد به اين كه هر شخص موفقيت را در چه چيزی ارزيابي كند؟ بعبارت ديگر موفقيت از ديد او چه باشد؟ اينكه بتواند در زماني كوتاه با فعاليت زياد انرژي بيشتري كسب كند؟ يا بتواند در بالاترين سريعا دوستان فراواني بدست آورد؟ يا لينكهاي بيشتري از وبلاگش در بالاترين ثبت شود؟ يا …. براي هركدام از اين مقاصد راه و روشهاي متفاوتي بايد در پيش گرفت.

2- اگر مي‌خواهيد در يك مسابقه وارد شويد: بعبارتي اگر مي‌خواهيد به هركدام از مقاصد خود در كوتاهترين زمان ممكنه دست يابيد لازم است حجم فعاليت خود در بالاترين را مرتب افزايش دهيد.يعني مرتبا بر ساعات حضور و فعاليت در بالاترين اضافه كنيد.در اين صورت فعاليت شما همانند شركت در مسابقه دو و ميداني خواهد بود كه براي برنده شدن لازم است از ديگران پيشي بگيريد. نمي‌شود گفت اين روش كلا غلط است اما بسياري هستند كه اين روش را نمي‌پسندند؛ هرچند در دوره‌اي از فعاليت خود، ناخواسته بدان دچار مي‌شوند.

3- اهداف خود را دقيق دسته‌بندي كنيد. بعضي از اهداف نياز به فعاليت كوتاه‌مدت دارند بعضي نياز به فعاليت ميان مدت و بعضي نيز بلندمدت. در بعضي موارد شما بايد كاملا جنجالي ظاهر شويد در بعضي موارد بايد براي گيس و گيس‌كشي آماده باشيد و در بعضي موارد بحث و جدل كنيد. نوع هدف شما مشخص مي‌كنيد كه به كدام category وابسته خواهيد شد يا لااقل به كداميك بيشتر گرايش خواهيد يافت.

4- اگر تمايل عجيبي براي شهرت يكباره و كسب امتيازهاي آنچناني داريد نياز به فعاليتهاي تند و برق‌آسا داريد. در اين روش بايد روي مباحثي كار كنيد كه ديگران به آن عنوان «زرد» مي‌دهند.شما مي‌توانيد زردنويسي را در هرجايي انجام دهيد اما طبعا اينكار در محيطهاي و موضوعات كمي تخصصي سخت‌تر است.مثلا كمتر كسي در حيطه اقتصاد طبع زردنويسي خود را امتحان مي‌كند.

سه حيطه بسيار بسيار پرتنش وجود دارد: 1- ثكث 2- سياست 3- دين . اين سه مي‌توانند كاملا علمي و تخصصي نيز ارائه شوند.اما اين سه حيطه‌هايي هستند كه در تمام جوامع جاي بحث و جدل فراوان دارند. كافي است در يكي از اين حيطه‌ها يك مطلب تند و كمي افراطی عنوان شود. سريعا كلي بازديدكننده خواهيد داشت و زنده‌باد/مرده باد فراوان. زردنويسي و زردخواني جذابيت بسياري دارد. مراقب باشيد كه اگر يكبار مزه آن را بچشيد ممكن است تا مدتها نتوانيد از زير بار وسوسه آن خارج شويد.

البته زردنويسي مشكلات فراواني دارد: طبعا همانگونه كه به مذاق بسياري خوش مي‌آيد دشمنان بسياري نيز برايتان به ارمغان خواهد آورد.بخصوص يك نظر افراطی در حيطه‌هايي مثل سياست و دين مي‌تواند خشم و خروش طرفداران ان حيطه را برانگيزد.گاه اين موارد تبديل به دعواهاي انچناني مي‌شود و منفي دادن‌ها؛ اهانت كردنها؛ هتاكي و … اين گيس و گيس كشي ممكن است منجر به قرباني شدن تعدادي نيز بشود. مهمترن از همه اينكه اعصاب و روح و روان نازنين شما تا مدتها خط‌خطی خواهد بود.

در هر صورت : اگر جنجال دوست داريد اينها مباحث جنجالي اصلي هستند. فعاليت در اين حيطه‌ها مثل راه رفتن بر لبه پرتگاه است. مراقب باشيد! به اين ليست مي‌توانيد مباحثي كه در مورد ورزش هست(بخصوص فوتبال) نيز اضافه كنيد همچنين نوشته‌هايي كه به نوعي مرتبط با نژاد يا قوم خاصي باشند. اين حيطه آخر بسيار بسيار خطرناك است؛ بينهايت مواظب باشيد.

5- اگر شخصيت جنجالی نداريد: اينجا ديگر نياز به فعاليتهاي پرسروصدا و اختلاف‌برانگيز نداريد. اهداف شما اينجا كوتاه مدت نيستند بلكه مي‌توان آنها را ميان مدت تقسيم بندي كرد. ممكن است شما بخواهيد انرژی خود را افزايش دهيد. اين ممكن است و مطلوب هم هست. منتها دقت كنيد كه سرعت افزايش اين انرژي لازم نيست شيب تندي داشته باشد.همينقدر كه آرام آرام فعاليت كنيد و در طی هفته‌ها و ماهها انرژی شما افزايش يابد كافي است.

شما حتي مي‌توانيد در مبحث سرگرمی پستهايي را وارد كنيد اما جنجالي نباشد. پستهايي كه جالبند و براي عموم خوانندگان و كاربران جذاب هستند. مي‌توانيد در قسمتهايي مثل جامعه و علم و تكنولوژی بيشتر فعال باشيد.اينها مباحثي هستند كه كمتر دچار جار و جنجال مي‌شوند و نسبتا آرامش خاصي دارند به همراه يك پويايي و حركت رو به جلوي آرام.

در اينجا سعي كنيد حرفه‌اي برخورد كنيد.تيترهايي كه مي‍‌زنيد ابتدا فقط دقيق باشند. در مراحل ابتدايي چندان براي  جذاب بودن تيترها اصرار نكنيد بلكه با دقيق بودن سعي كنيد به كاربران قديمي بالاترين و ساير كاربران جديد نشان دهيد كه يك كاربر جدي هستيد( جدي نه به معناي اخمو!! بلكه كسي كه فعاليت در بالاترين برايش محملي جهت شهرت و جنجال نيست). كم‌كم كه ساير كاربران شما را به عنوان يك كاربر خوب؛ جدي و فعال شناختند مي‌توانيد به فكر جذابتر كردن تيترها نيز بيافتيد.

6- كاربران حرفه‌اي علايم بسياري دارند: اول از همه اي
كه سعي كنيد به موضوعي كه مي‌خواهيد لينك را وارد كنيد، تاحدودي اشراف داشته باشيد. بدين صورت مي‌توانيد در برابر سوالات بقيه كاربران جوابهايي بدهيد كه اگرچه كامل نباشد ولي نشانگر اين باشد كه به بحث تسلط نسبي داريد. مثلا سعي كنيد عمده فعاليت خود را در يك يا دو مبحث متمركز كنيد.گهگاه براي عدم يكنواختي به ساير مباحث نيز سرك بكشيد.

7- كامنتها: كامنتها در بالاترين كش و قوس فراواني ديده‌اند.كامنتها مي‌تواند مكان بسيار مناسبي باشد براي تبادل نظر اما عمدتا از آن جهت چاق-سلامتي استفاده مي‌شود.در هنگام كامنت گذاشتن بايد به نكات زيادي توجه كنيد اما مي‌توانيد يك اصل كلي را در ذهن داشته باشيد:

«فقط وقتي كامنت بگذاريد كه فكر كنيد ان مطلب شما براي ديگران مفيد فايده باشد.»

طبعا سلام احولپرسي شما با دوستانتان جذابيتي براي عموم ندارد.

8- امتياز +/- : در بالاترين شما مي‌توانيد هم امتياز مثبت دهيد و هم امتياز منفي. پيشنهاد بسيار بسيار بسيار مهمي دارم: تا آنجا كه برايتان مقدور است از امكان دادن امتياز منفي استفاده نكنيد. سعي كنيد خوبيها را با امتياز مثبت پاداش دهيد. در مقابل اشتباهات و بديها اندكي تامل كنيد.

فراموش نكنيد كه اشتباه/بدي را از شخص  اشتباه/بدي كننده جدا كنيد. يعني احترام اشخاص عامل انها را نگه داريد .متاسافنه در محيط اينترنت – و بخصوص بالاترين- زمينه براي بروز سوء تفاهم زياد است. بهمين دليل سريعا به سمت منفي دادن گرايش پيدا نكنيد. اگر اشتباهات خيلي خيلي جزئي بودند، بگذريد. اگر تكرار شدند دوستانه به شخص خطاكار، قوانين را يادآوري كنيد. اگر فرد بازهم بر خطاي خود اصرار داشت با سايرين در ميان بگذاريد شايد تذكرات بقيه بتواند تاثير مضاعفي بگذارد.

تنها پس از طي كردن اين مسير باشد كه به لينكها منفي بدهيد. نگران نباشيد: هميشه عده‌اي هستند كه سريعا منفي‌باران مي‌كنند ديگران را!!  از انها به دل نگيريد و با انها وارد ديالوگ شويد.

در پايان اگر تخلفات مكرر يا گسترده يا هماهنگ ديديد، خود راسا وارد نشويد؛ بلكه ان را به مسئولان سايت منعكس كنيد. بگذاريد انها اقدام انضباطي كنند. اين مي‌تواند بنوعي منفي دادن باشد البته غيرمستقيم.

نكته: منفي دادن در ذات خود بد نيست. اما از منفي دادن بپرهيزيد مگر انكه واقعا راه‌حل ديگري نباشد. اگر هم به لينكي منفي داديد خود را متعهد كنيد كه در كامنتهاي همان مطلب بصورت كاملا دوستانه و مودبانه علت را به فرد گذارنده لينك گزارش دهيد. نشانگر اين خواهد بود كه شما با شخص مذبور خصومت نداريد و مخالفت خود را مودبانه ابراز كرده‌ايد.

9- فراموش نكنيد: هدف اوليه و اصلي سايتهايي مثل ديگ/بالاترين در ابتدا اين بود كه مطالب و اخباري كه در سايتها يا وبلاگها درج مي‌شود و ممكن است كمتر ديده شود را به رويت ديگران برساند. پس يكي از جذابترين كارها- كه طبعا با هدف اوليه بالاترين نيز همخوان است- پيدا كردن و معرفي كردن اخبار، نوشته‌ها و مطالبي است كه در وبلاگها و سايتهاي خوب در سرتاسر وب كمتر ديده شده و خوانده شده‌اند. شما مي‌توانيد با هدف معرفي و آشنا كردن بيشتر ديگران با اين قبيل نوشته‌ها، از خودتان چهره‌اي محبوب و مقبول در بالاترين ترسيم كنيد.

10- اين بحثها را مي‌توان با جزييات بيشتر و نكات ريزتري همراه كرد. اما اجازه دهيد فعلا در همين حد نگه داريم. براي كساني هم كه تمايلي به جنبه‌هاي كمي ندارند – يعني انرژی ، امتياز ، عدد، رقم و … مهم نيست- مي‌توانند با خبال راحت اهداف درازمدت براي خود تعيين كنند:

اين كه در بالاترين اولويت اولشان پيدا كردن لينكهاي جالب باشد؛ خواندن وبلاگها و سايتهاي جديد و در كنار ان دوستي با طيف جديدي از كاربران و دوستان. كامنتها مكاني باشد براي تبادل نظر. اگر مي‌خواهند لينكي بگذارند از مباحث مورد علاقه خود استفاده كنند هرچند كه چندان پرطرفدار نباشد مثلا اقتصادي – فرهنگ-هنر و …

شايد اين دسته در كوتاه مدت لذت انچناني نبرند(آنطور كه دسته اول هيجانهاي شديد را تجربه مي‌كنند)؛ حتي در ميان مدت احساس تغيير آنچناني در زندگي مجازی-اينترنتي خود نكنند( همانند دسته دوم ) اما حتما در طولاني مدت – گاه در عرض يكسال و يا سالها طعم لذت خاص اين شيوه را خواهند چشيد. شيوه‌اي كه شخص آرام-آرام و فقط براي دل خودش فعاليت مي‌كند بدون درگير شدن در هيجانات تند و زودگذر.

ببخشيد اگر بسيار طولاني بود.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: