وب2010

پراكنده

Posted in متفرقه by mhmazidi on ژانویه 16, 2008

1- بعد از سالها دوباره شروع كرده‌ام به خواندن رمان و داستان كوتاه. با سالينجر شروع كردم: «تيرها را بالا بگذاريد،نجاران؛ سيمور:پيشگفتار «. اولين بار در سالهاي 80-81 خواستم ناتور دشت را بخوانم.در بدترين روزهاي دوره دانشجويي خود بودم.كشيك‌هاي بسيار و خستگي فراوان. بعدها خواستم فرني و زويي را بخوانم. حوصله خواندن آنها هم نبود.اما اينبار اين كتاب را خواندم و با دنياي سالينجر آشنا شدم.

كتاب دومي كه هم‌اكنون مشغول خواندن آن هستم از كورت ونه‌گات است: «مجمع‌الجزاير گالاپاگوس». نثر ونه‌گات هميشه برايم جذاب بوده: «سلاخ‌خانه شماره 5» و «اسلپ استيك» هر دو جذاب بودند. اين كتاب سومي است كه از او مي‌خوانم. توصيه مي‌كنم نوشته‌هايش را از دست ندهيد.

2- حقيقت اين است كه سطح كمي و كيفي اين وبلاگ بسيار افت داشته. اين موضوع هم احساس دروني خودم است و هم فيدبك خوانندگان:اعم از ايميلها و كامنتها. آخرين نمونه آن را مي‌توانيد در كامنتهای پست قبلي ببينيد. اگر راستش را بخواهيد اين اتفاق از بلوكه شدن وبلاگ اصلي شروع شد.

هربار كه مي‌خواهم مطلبي كه نوشته‌ام را منتشر كنم اين سوال به سراغم مي‌آيد: آيا اين يكي مشكل ساز نمي‌شود؟ شايد دور از ذهن باشد ولي اگر روزی نوشتن در مورد وردپرس، فيس بوك و بالاترين، يوتيوب و… و تشويق ديگران به استفاده از سرويسهاي وب 2 ، مصداق «تشويش اذهان عمومي» شود چه؟ فراموش نكنيم كه بسياری از اين سرويسها در داخل كشور بلوكه هستند.

شايد بنظر طنزآميز باشد، اما تاكنون از اين نوع اتفاقات طنزآميز زياد روی داده. حقيقت اين است كه بسياری از نوشته‌هايم را در اين مدت پاك كرده‌ام.سعي مي‌كنم كمتر بنويسم و از آن كمتر منتشر كنم. بيشتر وقت خود را به خواندن مي‌گذرانم. من يك قهرمان نبوده، نيستم و نخواهم بود. اساسا ميانه خوبي با قهرماني ندارم. قصدم از وبلاگ‌نويسي، خريدن دردسر كه نبود. قرار بود از وبلاگ‌نويسي لذت ببرم و لذت ببريم. در نتيجه وقتي كه احساس مي‌كنم هر نوشته مي‌تواند در آينده برايم مشكلي ايجاد كند، به سمت نوشتن نمي‌روم: حال اهميتي ندارد آن نوشته‌ها در مورد فايرفاكس و گوگل و فيس بوك و پوسته‌هاي وردپرس باشد يا در مورد اعتياد و ترك اعتياد و سرماخوردگي و … باشد.

3- دوست عزيزمان در كامنت پست قبل پيشنهادي داشتند:

دكتر جان سلام
ميشه وبلاگت رو تعطيل كني؟ خواهش ميكنم تعطيلش كن!
تا حالا اسم خداحافظي در اوج رو شنيدي؟ مطمئنم شنيدي! خواهش ميكنم خداحافظي كن ! خيلي قبلتر مي‌بايست خداحافظي ميكردي! زماني كه وبلاگ اصلي فيلتر شد !
دكتر ديگه شوخ و سرزنده نيستي ! تلخ شدي ! نوشته هات يك جورايي شدن ! حس گس به آدم دست ميده ! مزيدي داره توي ذهنم يك آدم شكست خورده تصوير ميشه كم كم ! دوست دارم مزيدي رو ياد بيارم كه روزي شش بار وبلاگ رو بروز ميكرد و كلي تم قشنگ ! كلي سايت جديد ! كلي ” تف ” پراكني كرده بود رو ببينم ؛ نه اين مزيدي الان رو ! اگه نميتوني مثل قبل باشي لطفاً خداحافظي كن !

دوست دارم ( شايد هم داشتم!)
ارادتمند / مرتضي بهمني

پيشنهاد شما چيه؟

نمي‌دانم هدفم از نوشتن اين پست چه بود.شايد گفتن حرفي كه بايد مدتها قبل گفته مي‌شد و هنوز هم به درستي در اينجا بيان نشده. واقعيت اين است كه برگشتن به آن دوران تنها نيازمند يك چيز است: احساس دروني امنيت. چيزی كه مدتهاست  آن را احساس نمي‌كنم.

اپديت: بسيار ممنونم از كامنتهای شما. اما فكر مي‌كنم بايد موضوعي را دقيقتر توضيح مي‌دادم: در عبارت «احساس درونی امنيت» بنظر مي‌رسد بهتر بود امنيت را پررنگ مي‌كردم. سپس توضيح مي‌دادم كه منظور امنيت در فضاي سايبر نيست (كه نبود امنيت در فضاي سايبر موجب بلوكه شدن وبلاگ مي‌شود). اين مشكلي نيست، چون مي‌توان وبلاگ ديگری ايجاد كرد. نگراني اصلي من امنيت در دنياي واقعي و فيزيكي است. من با اسم واقعي وبلاگ مي‌نويسم و در نوشته‌هايم ديگران را تشويق به استفاده از سرويسهاي وب مي‌كنم. طبيعي است كه هركسي مي‌تواند از اين سرويسها استفاده خوب يا بد بكند(نمونه آن را در همين وردپرس دات كام داريد مي‌بينيد). بعيد نيست استفاده بد از اين سرويسها نيز روزی به پاي تشويق‌هاي من نوشته شود.آن روز كسي براي حرف حساب و استدلال‌هاي من و شما تره هم خورد نمي‌كند.اينجاست كه طنز زمانه خودش را نشان مي‌دهد.فراموش نكنيم كه در كشور حساسي زندگي مي‌كنيم.

كامنتهای شما را با دقت دنبال مي‌كنم…

Advertisements

51 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. میثم دهقانی said, on ژانویه 16, 2008 at 10:49 ق.ظ.

    سلام دکتر
    …می دونی شاید این یک درد مشترک باشد و درست این درد از زمانی شروع شد که به اصطلاح طرح ساماندهی وبلاگ ها و وبسایت ها شروع شد. همیشه ترس از فردا و اینکه آیا این مطلب به گوشه قبای کسی بر نخورد وجود داشته. دستگیری وبلاگ نویسان هم خود به این ترس افزود…. حال چه می شود کرد. اینکه دست روی دست بگذاریم و حرف هایمان را در گلو خفه کنیم درست است؟ …شاید راهی برای بیان حرف ها باشد… شاید آرزوی بزرگی باشد اگر به دوستی میان وبلاگ نویسان و ساماندهان بیاندیشیم….شاید…….

    …اما به شدت با تعطیلی مخالفم. نه برای شما، نه برای هیچ وبلاگ نویسی. حس نوشتنتان را سرکوب نکنید. این حس را خوب می شناسم. حس حساسی است! …زود ناراحت می شود. یک وقت به خود می آیید و می بینید شما هم می شوید یک کپی کار ساده! …
    نه من سیاسی می نویسم نه شما… هدف ما اجتماع است. حالا یک اجتماع وبی یا هر چیز دیگر. سانسور همیشه هست. اما بدتر از آن خود سانسوری است.

    خیلی نوشتم. دلم پر بود. ببخشید.
    یا حق

    منتظرتون هستم
    http://neskafe.wordpress.com

  2. ملکیادس said, on ژانویه 16, 2008 at 10:59 ق.ظ.

    سلام دکتر مزیدی عزیز
    آمدن به وب2 و خواندن پستهایش برای من تقریبا عادتی روزمره است. هرچند بدلیل ولع در خواندن تمامی وبلاگهای بروز شده ( و بویژه از زمانی که گوگل ریدر بکار آمده) کمتر فرصت کامنت گذاشتن می یابم. اما اینبار بحثی مطرح شده است که نتوانستم بی تفاوت از کنار آن بگذرم. بحثی که مرا دقایقی به فکر فرو برد و حاصل این چند دقیقه درگیری درونی همینهاست که می خوانید. واقعا متاسف خواهم شد و شما را نخواهم بخشید اگر برای یک دقیقه هم شده به خداحافظی از وب بیندیشید. آنهم در این زمان که وب2 تبدیل به یک رفرنس و منبع مهم برای بلاگرهای نوپا و حتا قدیمی شده است. همین حالا لیست بلاگهایی که به وب2 لینک ورودی داده اند را مرور کردم و دریافتم بسته شدن این وبلاگ چه ضایعه بزرگی برای وبلاگستان فارسی خواهد بود. با تمام احترام به شما میگویم که تعطیلی وب2 همان چیزی ست که جزم اندیشان می خواهند. همان جزم اندیشانی که اول بار « وب » را مسدود کردند. وب2 می ماند تا همه بدانند:
    تنها صداست که می ماند و جذب ذرات زمان خواهد شد.

  3. persian365 said, on ژانویه 16, 2008 at 11:46 ق.ظ.

    سلام
    دکتر به نظر من هم خدا حافظی اصلا درست نیست
    من هم با فیلتر شدن وبلاگ شما شوک بهم دست داد .. تا اینکه مدتی بعد دوباره کار خود را شروع کردید خوشحال شدم
    از این که سیاسی نمی نویسید خوشحال ترم
    شاید کسانی که این وبلاگ یا وسایت های مانند این را فیلتر می کنند اصلا چند دقیقه هم برای مطالعه وبلاگ وقت نمی گذارند

    به نوشتن ادامه بدهید … که بدون شما انگیزه من هم کم میشه .. می دونید که من به شما علاقه دارم
    شاد تر از همیشه باشید

  4. مهدي said, on ژانویه 16, 2008 at 12:01 ب.ظ.

    بسم الله
    سلام. اگر فكر مي‌كنيد كه نوشتن به غير از وبلاگ قبلي برايتان دشوار است، پيشنهاد مي‌كنم يك بار ديگر از …رينگ مخابرات بخواهيد آن را آن‌بلاك كنند. شايد افاقه كند. اما مثل بالايي‌ها من هم با خودتعطيلي مخالفم. حيف است به خدا.
    يا حسين

  5. amin said, on ژانویه 16, 2008 at 12:06 ب.ظ.

    بله دکتر مطالبت خیلی «نسبت به قبل» بدتر شده.وبلاگ قبلی کاملا احمقانه بسته شده و ممکنه این وبلاگ هم احمقانه تر بسته بشه.مگه توی این کشور کار غیر احمقانه هم می کنند؟
    ولی بستن وبلاگ یعنی کلاه گشادی سر خود گذاشتن.بهمن گفته خداحافظی در اوج.یعنی تو فکر می کنی توی اوج بودی؟ اگه اینطوره متاسفم.بهتره همین امروز تعطیل کنی!

  6. من فکر می کنم شما بیشتر نیاز دارید کمی از این مقوله دور باشید (استراحت وبی) و رفتن به تعطیلات وبگردی. مطمئن باشید بعد از مدتی دوباره دلتان تنگ می شود و حس می کنید چیزهایی را باید بگویید.
    استراحت به شما امکان بازنگری در اطلاعاتتان را می دهد و می توانید یک خانه تکانی ذهنی کنید.
    در هر صورت ما وبلاگ شما را دوست داریم.

  7. علیرضا حسینی said, on ژانویه 16, 2008 at 2:11 ب.ظ.

    به نظر من، مهم نیست که در روز یا در هفته، چند مرتبه مطلب بنویسید، مهم هدف و اندیشه است. من آدم رکی هستم وزمانی که در وبلاگ اصلی بودید، به شما گفته بودم که به‌نظر میاد هدف شما از نوشتن فقط انتشار مطلب هست. مطالب‌تون هم بیشتر در حد اشاره بود تا اینکه یک مطلب آموزشی کامل و قدم به قدم باشه. فقط در حد معرفی بود. خب، ارسال مطلب زیاد، بصورت اتوماتیک بار وبلاگ رو برای متورهای جستجو زیاد می‌کنه، و به طبع اون آمار وبلاگ بالا میره، اما وقتی به اینجا اومدید، با اینکه کاملاً‌ شناخته شده بودید، وبلاگ شما صدمه خورد و شاید به نوعی شما رو از نوشتن خسته کرد.

    در کل می‌خوام اینجوری جمع‌بندی کنم که الانه انتشار مطالب‌تون کمتر شده، اما مطالب‌تون برای من مفیدتر از اون وبلاگ قبلی‌یه و درکل الان وبلاگ شما رو بیشتر می‌پسندم. من با نظر آقا بهمن که فقط ارسال چندین پست در روز و آمار وبلاگ رو مدنظر قرار داده، مخالفم.

    من فکر می‌کنم اگر مطالب قبلی برگرده (بتونید دوباره برید اونجا) این حالت بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی برای نوشتن هم از بین میره. اما با توجه به اینکه ظاهراً دسترسی به اون وبلاگ امکان‌پذیر نیست، من پیشنهاد می‌کنم برای در اختیار بودن مطالب قبلی، همه‌ی اون مطالب رو به یک دامنه‌ی جدید (مثلاً‌ YourBlogName.wordpress.com) منتقل (Import) کنید و نوشتن رو اونجا ادامه بدید. اما دیگه روزی 5 تا پست منتشر نکنید. اینجوری اونایی که «مزیدی» رو با آمار بالاش دوست دارن، دوباره…

  8. حامد said, on ژانویه 16, 2008 at 2:34 ب.ظ.

    آی مزیدی ؟ ببینم چته ؟ ها ؟ خسته شدی ؟ دقیقا همین حس رو داشتم من هم. البته وبلاگم رو نبستن مث مال تو .خودت میدونی که چه بلایی سرم آوردن …

    شاید اگه کمی از فضای وب نویسی دور باشه بهتر باشه. کارهای زیادی هست که توی نت میتونی انجام بدی. بعد اگه مثل من حس کردی به یه چیزی مثل نوشتن نیاز داری دوباره شروع کن. اینجا نه … شاید یه جای دیگه با یه اسم دیگه حتی بدون اینکه به کسی هم خبر بدی.از چیزهای دیگه بنویس. از فیلم از موسیقی فحش بده به همسایه ای که ساعت 11 شب توی خیابون بوق میزنه … از علایقت بنویس از نفرت هات .
    و در آخر تمام سعیتو کن که اون وبلاگ قبلیت رو فراموش کنی.

    …. نمیر مزیدی… نرو و نمیر !

  9. هومن said, on ژانویه 16, 2008 at 5:05 ب.ظ.

    سلام. ببخشید ممکنه اینجا، جای پرسیدن این سوال نباشه اما لطفا به اون جواب بدید. من می‌خوام تو facebook عضو بشم اما متولد 1991 هستم برای همین هم باید اسم مدرسه رو به facebook بدم اما اسم مدرسه من تو facebook نیست. باید چی کنم؟ واقعا ممنون می‌شم به من کمک کنید. متشکر.

  10. هومن said, on ژانویه 16, 2008 at 5:56 ب.ظ.

    من عجله کردم و برای همین تنها مدرسه بین الملی تهران رو انتخاب کردم برای خودم. اما الان خیلی ناراحت هستم. یکی اینکه اصلا نمی تونم این شبکه رو پاک کنم ( http://i19.tinypic.com/6q3bgqh.jpg ) و دومی هم اینکه من چند نفر از دوستام رو از طریق ایمیل پیدا کردم و ادشون کردم اما اونا رو نمی بینم و به جاش اینا رو می بینم ( http://i19.tinypic.com/6ouxop2.jpg ) تازه همین ها رو هم نمی شه انتخاب کرد. خواهش می کنم آقای دکتر به من کمک کن. من واقعا دپرس هستم. خواستم بیام تو فیس بوک شاید شاد بشم که این شد. الان هم دارم گریه می کنم. خواهش می کنم.

  11. حامد said, on ژانویه 16, 2008 at 7:00 ب.ظ.

    ببین دکتر حیف نیست بری ؟
    بشین و سرفرصت آموزش کامل فیس بوک رو بنویس که بچه ها دپرس نشن ، گریه نکن … خوب ؟

  12. اردوخانی said, on ژانویه 16, 2008 at 7:09 ب.ظ.

    نازکش داری ناز کن . نداری بخواب افتاب لنگ ات رو دراز کن. این هم لینک سپاسگزاری من ار دگنرم. امیدوارم بیماران شما هم به اندازه من سیاسگزار باشند. اردوخانی بروکسل

    http://www.ordoukhani.blogfa.com/post-214.aspx

  13. علیرضا said, on ژانویه 16, 2008 at 7:37 ب.ظ.

    رفیق نیمه‌راه نشو، این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود! من از همان روز اول سبک و سیاقی در پیش گرفتم که همواره «باشم»، گرچه سخت بود و وبلاگ را خنثی می‌کرد ولی مزایای زیادی هم داشت.
    وبلاگرهای آی‌تی به صورت خاص و آی‌تی‌نویسان مطبوعات به طور عام، گرچه مزدذ زیادی بابت زحماتشان نمی‌گیرندو لی کارهایشان به طور غیرمستقیم تحولات زیادی در جامعه ایجاد می‌کند. از سه پال پیش آنقدر از فید نوشتیم که خیلی از کاربران آماتور را خوراک‌پرست! کردیم، شاید این در وهله اول یک مهارت ساده اینترنتی به نطر بیاید، اما همین کار باعث هزاران ساعت صرفه‌جویی در کار، بای پس موانع! (گرفتیدکه!)، بیشتر خواندن و افزایش تعامل با جامعه جهانی می‌شود. من و شما کشته و مرده وب 2 و البته وب 3 و n! هستیم، شاید خیلی از موارد خودمان در حین نوشتن در مورد آنها به کار خودمان خنیده باشیم، آخر ما کجا و جاستین تی‌وی و لایف استریمنیگ کجا؟! ولی همین چیزها باعث می‌شود کاربران حس کنند، اینترنت همان یاهو مسنجر یا همان صفحه اول یاهو نیست و حقوق دیجیتالی دارند …
    به کارت ادامه بده، گرچه مجبور شوی، مزیدی n را هم بسازی!! خوشبختانه ریزش خواننده اصلا نداری.

  14. «محمد» said, on ژانویه 16, 2008 at 8:18 ب.ظ.

    بر خلاف دوستان که از مسدود شدن وبلاگ قبلی شما شوکه شدند باید بگم که انسداد در اینترنت ایرانی چیز عجیبی نیست و هر کسی و هر وبلاگی باید آمادگی این را داشته باشه که یه روز دچار انسداد می‌شه و تنقیه(غیلترشکان) لازم! حال می‌خواهد وب2 باشه یا وبلاگ بی بو و خاصیت من (البته بعضی وقتها یه بوهایی می‌ده)!
    همانطور هم که کامنت قبلی گفته‌اند، اینترنت قبل از آشنایی با وبلاگ شما (حدود4-5 ماه قبل) برایم بسیار محدود بود ولی حالا پایانی برایش نمی‌بینم! (حداقل به این زودیها)
    در کل اگر کمی حجم «پراکنده» را بیشتر کنید، از چند جهت خوب میشه! مثلا از جهت شمال و … :‌) گذشته از شوخی پراکنده نویسی می‌تونه یه جور دلگرمی برای آدم ایجاد کنه!
    به هر حال امیدوارم که باز هم مرتب بنویسید!

  15. persgolf said, on ژانویه 16, 2008 at 9:40 ب.ظ.

    حالا تازه شده 1020 تا

  16. میلاد said, on ژانویه 16, 2008 at 10:04 ب.ظ.

    خیلی وقت بود که تو اینجا کامنت نگذاشته بودم که دلایل خاص خودش را داشت اما اومدم بگم که وب 2 به یک شوک نیاز داره اون شوک به نظر من میتونه این باشه که پست بعدی این باشه که به http://Www.mhmazidi.com انتقال پیدا کردیم با یک لباس و طرح جدید و مطالبی نو و تازه . ضمنا بد هم نیست که در پست ها از عکس هم استفاده کنید . من وبلاگ هایی که تو پست هاشون از عکس استفاده نمی کنند را یک وبلاگ نیمه جان میدونم چیزی که الان میتونم به وب 2 هم بگم یک نیمه جان . به قول حامد عکس پست نصف پست ! به هر حال این هم نظر ما بود هرچند که مسلما میتونه برای شما مهم نباشه.

  17. علیرضا حسینی said, on ژانویه 16, 2008 at 10:56 ب.ظ.

    من این بحث رو دارم دنبال می‌کنم. با آقای مجیدی (1pezeshk.com) موافقم. اما کار به n بلاگ نمیرسه 🙂

  18. rr1050 said, on ژانویه 17, 2008 at 12:42 ق.ظ.

    خوشمان نيامد !!!!!!

  19. rr1050 said, on ژانویه 17, 2008 at 1:56 ق.ظ.

    سلام بعد از يك ساعت!
    تقريبا يك ساعت قبل(4صبح) من كامنت قبلي رو نوشتم و درست وقتي كه داشتم كامنت بعدي(همين كامنت) رو مينوشتم از شانس بد ما يا از شانس خوب شما! برق رفت.
    حالا (5صبح) چون خوابم نبرد (از ناراحتي) و بخاطر اهميت موضوع تا ديدم برق اومد منم اومدم.
    حالا چرا اومدم؟
    خوب اومدم اينا رو بنويسم.
    حالا چي ميخوام بنويسم؟
    پس بخون:
    دكتر جان من خيلي كم كامنت ميذارم ولي بعضي وقتا مينويسم «خوشمان آمد»
    تو كامنت قبلي براي اولين بار نوشتم (خوشمان نيامد) كه اميدوارم آخريش باشه.
    من خودم چند وقت پيش يه ميل زدم كه ديگه مثل قبل نمينويسيد و …
    ولي نه تنها من بلكه همه دوست دارن كه شما هميشه باشيد و اگر نقد و نظري هم بوده براي بهتر شدن و راهنمايي شماست.
    دكتر جان دوست دارم تو پست بعدي شما بنويسم «خوشمان آمد»
    خيلي خيلي دوستتون دارم.
    روح‌اله

  20. pakbaz said, on ژانویه 17, 2008 at 4:36 ق.ظ.

    سلام
    من وردپرسی نیشتم اما وردپرسی ها رو دوست دارم.

    تبادل لینک …. http://www.pakbaz.ir

  21. وحید said, on ژانویه 17, 2008 at 5:28 ق.ظ.

    نظرهای قبلی را نخواندم اما یک پیش‌نهاد دارم که امیدوارم تکراری نباشد:
    چرا از کل وب‌لاگ قبلی یک بک‌آپ نمی‌گیری؟ بعد همه را منتقل کن به این یکی و دوباره مثل قبل بنویس. و اگر این را هم تبخیر کردند بازهم از این یک بک‌آپ بگیر و همه را منتقل کن به یکی دیگر. فید را هم می‌توانی مرتبا سوئیچ کنی. این‌ها که دیگر کاری ندارد.
    یک نظر هم داشتم در مورد وب‌لاگ قبلی:
    دیدید که با همه رعایت کردن‌ها و خودسانسوری‌ها و صکص و قیلطر و… کردن‌ها آخرش هم فیلتر شدی؟ این کارها فایده‌ای ندارد و مثل کشتی گرفتن با خوک می‌ماند. به‌ترین کار این است که به راه خودت بروی.

  22. soboone said, on ژانویه 17, 2008 at 5:40 ق.ظ.

    به نظر من هم مزیدی خیلی فرق کردی واقعاً اگه نمیتونی تعطیلش کن نه بخاطر اینکه حسودیمون بشه یا خلاصه هر چیز دیگه ای آخه نگاه کن تو همیشه جزو بهترین های وردپرس بودی اما حالا چی اصلاً چرا بریم راه دور به این چند پست اخیرت نگاه بکن همیشه اگه یه پست راجع به پزشکی میدادی بعدش سریع دوتا راجع به آی تی بود اما حالا خودت ببین:
    1-پراکنده
    2-اعتیاد
    3-متادون
    4-عنوان ندارد
    5-عکس روز
    6-دستگاه سرنگ و…
    7- افت گاز
    8- گوگل ریدر و بالاترین
    9- سپیده
    فکر کنم همینا بس باشه که بدونی منظورم چیه تو دقیقاً برعکس وبلاگ قبلیت داری عمل میکنی!

  23. روزبه شفیعی said, on ژانویه 17, 2008 at 6:32 ق.ظ.

    سلام دکتر : ممنون بابت کامنتتون روی وبلاگ جدیدم !
    ولی باید بگم به خاطر یک سری مسائل ، خوشبختانه یا بدبختانه من با پا درمیونیه بقیه بچه ها سر کارم برگشتم و با مسئولیت سنگین تر از قبل کارم رو از نو شروع کردم .

    http://roozbeh.ParsiBox.com

  24. mohsen said, on ژانویه 17, 2008 at 7:03 ق.ظ.

    دكتر جان به نظر من تعطيل كردن وبلاگت يعني : خود كشي از ترس مرگ!!!

  25. سینا said, on ژانویه 17, 2008 at 7:48 ق.ظ.

    این دقیقا چیزی بود که من چند وقت پیش بهت گفتم، اگه نمیتونی تعطیل کن. اینکه میگی میترسم که وبلاگ …تر بشه فقط یک بهونست، خودت هم میدونی…

  26. بید مجنون said, on ژانویه 17, 2008 at 8:10 ق.ظ.

    مزیدی جان سلام
    آقا من از چیز دیگه شاکی هستم.این جه وضعیه چند وقته در داشبورد وجود داره!یک فرد بسیار بی شعور یک وبلاگ مزخرف پ و ر ن زده که با این کلمات مزخرفش تونسته حسابی واسه خودش تو لیست جا خوش کنه! زشته! به خدا باعث شرمندگی میشه وقتی آدم وارد داشبورد میشه این مورد رو میبینه! من خودم چند بار گزارش دادم ولی هنوز پیگیری نشده!احتمالا تعداد گزارشات کم بوده. مزیدی جان استدعا میکنم ازت ،شما که خواننده زیاد داری یه فراخوانی چیزی بده که بچه ها این وبلاگ رو گزارش بدن شرش کنده بشه و تعطیل بشه.اینجوری خیلی ناجوره خصوصا برای خانوم هایی که وارد داشبورد میشند!
    منتظر اقدامت هستم دکتر
    ممنون

  27. gajamoo said, on ژانویه 17, 2008 at 9:23 ق.ظ.

    سلام دوست عزیز.
    از دو روز پیش خسته شدم از بس که این وبلاگ ها رو mature کردم خواهش می کنم در صورت امکان یک ایمیل هم به آقای Mark تو وردپرس بزنید و اطلاع رسانی کنید که شر این وبلاگ ها رو از سر وردپرس های کم کنه.
    tosreports@wordpress.com

    اینم لینک اون مزاحم هایی که خودتون می دونید.
    […..]
    دیگه با خودتان هست.
    لطفاً بعد از خواندن،کامنت من رو حذف کنید.
    ارادتمند همه وردپرسی ها
    گجمو

  28. آمیر said, on ژانویه 17, 2008 at 11:03 ق.ظ.

    اصولاً حدود نیم قرنه که از این بازیای دخترانه بین مردای گنده هم رواج پیدا کرده. اینکه یه قری بزنی و ببینی فیدبکش چطوره …. ولی برای دکتر مزیدی که آمار بازدید نوشته هاش مث خزه و جلبک و میخک، هی فرت و فرت بالا میره، این کارا معنی نداره. اونم با در نظر گرفتن این نکته که همه دارن از زیبا شدن دیوار اینترنتشون لذت میبرن. بنابراین اگه میخواین به این کامنت های مهیج فوتبالی که در اوج خداحافظی کردن رو پیشنهاد میدن عمل کنین، به نظرم هنوز خیلی خیلی زوده. گو اینکه به نظر خودتون هدفتون، لذت بردن از نوشتن بوده. اما یادتون باشه که وظیفه ای که رو دوش ما بلاگرها (شماهای کاردرست و ماهای خرده پا) گذاشته شده چیزی نیست که بشه راحت گذاشتش زمین. اطلاع رسانی و آگاه کردن دیگرانی که در جستجوی اطلاعاتن، تا زمانی که جریان اطلاع رسانی به جایی برسه که نیازی به کارهای انفرادی افرادی مث شما نباشه. اون موقع س که میتونین تصمیم بگیرین کیبورد رو گوشه ی دیوار آویزون کنین یا نه!
    ببخشین که یه جوری صحبت کردم، اما احساس کردم که هرجوری که بشه جلوی اتفاقات ناگواری از این دست رو گرفت باید همونجوری کار کرد. اینا رو به عنوان یه سری پیشنهاد فلسفی از طرف برادر کوچکترتون درنظر بگیرین.
    ممنون.

  29. gajamoo said, on ژانویه 17, 2008 at 11:09 ق.ظ.

    اومدنت رو تو ردهُ پنجم تبریک میگم،البته اگر اون یک نفری که الان نامبر وان میشه،MATURE شه (به امید حق) شما تا رده چهارم هم خواهید آمد.
    اینقدر واسه ما کلاس نذار دکتر.
    اونایی که میان تو وبلاگت مطمئن باش شخصیت دارن و اونقدر هم وقت گیر نخواهد بود که با کامنتی جواب بهشون بدی.
    مطمئن باش ارزش و احترامت رو دو چندان میکنه.
    من هم تصمیم گرفتم راهمو با دیگر دوستان وردپرسی هموارتر کنم و نزدیکتر شم،مطمئن باش چیزی از ارزش من و شما کم نمیشه.
    اینو چون دوستت داشتم،دوستانه گقتم.
    موفق تر باشی

  30. مهدي مصطفايي said, on ژانویه 17, 2008 at 11:33 ق.ظ.

    دکتر، من فکر کنم ادامه بدی بهتره، چون خودمم این راهو رفتم و با اسم واقعیم مینویسم و با این مشکلات دستو پنجه نرم میکنم.

    من دارم در وبلاگ شما یک جور استحاله میبینم که اتفاقا وقتی که کامل بشه، باعث میشه وبلاگتون پربار تر بشه، حالا نه از نظر عوامگرایی بلکه وبلاگتون داره کم کم به یک سمت تخصصی تر شدن و منسجم تر شدن حرکت میکنه و فکر کنم این فشارها خودشون ضمن بدیهاشون باعث میشن شما از مزیدی سابق به یک مزیدی جدیدتر استحاله کنید.

    مثله من، نگاه نو در سه سال سابق و اوج محبوبیت خود سکسی بود و بسیار پربازدید، اما الان شده به یک مکان برای نگاه کردن به اجتماع و سیاست از دیدگاه واقع گرایی و البته کم بازدید تر از گذشته، حالا وب 2 چی شود، خدا عالم است، ما فعلا نظاره گریم.

  31. persianeyes said, on ژانویه 17, 2008 at 11:56 ق.ظ.

    اگه خداحافظی کنید نمیشه خداحافظی در اوج، بلکه میشه يک خداحافظی شکننده احساسی…
    شما يکی از عواملی بودین که با اون همه علاقه ای که مینوشتید منو به دنیای وب 2 علاقمند کردید.
    ادامه بدین و موفق باشین.

  32. RaoRos said, on ژانویه 17, 2008 at 1:35 ب.ظ.

    اخی بمیرم دکتر
    کلی غصه ام شد
    ما پیشکسوت ها می دونیم تو چی می کشی
    (تحویل گرفتم خودمو)
    بهت حق میدم
    😦

  33. بابک said, on ژانویه 17, 2008 at 2:06 ب.ظ.

    دکتر مزیدی عزیز:
    من مطالب و نظرات این پست را با دقت خواندم و مدت نسبتآ زیادی است که با شما آشنا شده‌م و مطالبتان را می‌خوانم.
    من حسی که شما مدتی است دارید رو کاملآ درک می‌کنم یا امیدوارم کرده باشم. حسی که وقتی می‌خواهید سر روی بالش بگذارید احساس می‌کنید هنوز چند مورد تیک نخورده در برنامه روزانه‌تان باقی مانده و شما نتواسته‌اید آنها را به پایان برسانید.
    فضای وب فضای بی رحمی است محبوبترین ها در عرض چند روز از یاد می‌روند اگر مدتی فعالیت شما کم شود همه شما را ترک خواهند کرد و مزیدی از یاد همه خواهد رفت. وبلاگ شما افت شدیدی نداشته است و فقط بخاطر قیلط.ر شدنش خیلی خیلی کم افت کرده است و این هم طبیعی است. یقینآ اگر وبلاگ من به وضعیت وبلاگ شما دچار شده بود تمامی خوانندگانم را از دست می‌دادم.
    مزیدی یک قهرمان بوده و یک قهرمان است و یک قهرمان خواهد بود علاقه‌مندان به شما و نوشته‌هایتان در دنیای وب ۲.۰ هرگز شما را ترک نخواهند کرد پس مدتی به خودتان استراحت دهید و فعالیتتان را کم کنید و دوباره با اراده و سرزندگی شروع کنید و در این مدت خوانندگان کاذب شما بطور خودکار تصفیه خواهند شد. (ببخشید زیاده‌گویی کردم)

  34. مسعود قاسمی said, on ژانویه 17, 2008 at 3:17 ب.ظ.

    دکتر سلام
    خیلی خوش حالم بعد از مدتی دوباره «وب 2 » را روی داشبوردم جز برترین ها می بینم
    خوش حالم که با کمک بچه ها از شر علف های هرز وردپرس که این چند روز رشد کرده بودن راحت شدیم
    دوست داریم دکتر
    http://mer30.wordpress.com رایگانهای اینترنت

  35. AliReza said, on ژانویه 17, 2008 at 4:11 ب.ظ.

    سلام

    بنظرم وبلاگ نویسی یه امر شخصیه و فید که نمرده ، هر وقت مطلب داشتی بنویس دکتر ، لازم نیست که حتما روزانه چیز بزنیم!

    با یه پست مرتبط با پزشکی بروزم :

    نرم افزاری برای پیشگیری از سندروم چشمی ناشی از کار با کامپیوتر

  36. رضا said, on ژانویه 17, 2008 at 5:15 ب.ظ.

    اساسا وبلاگنویسی در ایران با توجه به اینکه جنبه ی حرفه ای نداره تا مادامی ارزشمند هست که نویسنده ی وبلاگ از نوشتن وبلاگش لذت ببره و مشخصا هیچکس هم به اندازه ی خود شخص نویسنده نمی تونه درک کنه که هنوز نوشتن براش لذت بخش هست یا نه ;).

  37. علیرضا حسینی said, on ژانویه 17, 2008 at 5:27 ب.ظ.

    با کمال احترام به جناب soboone و نظرشون درباره وبلاگ شما،
    اگر اینجوری باشه، من اصلاً نباید بنویسم و جناب soboone هم باید پیش‌تر از این وبلاگ‌شون رو تعطیل می‌کردن.
    !

  38. ناتان said, on ژانویه 17, 2008 at 8:41 ب.ظ.

    سلام دوست عزیز

    من می خوام در wordpress.com یک وبلاگ داشته باشم .شنیدم به هاست هم احتیاجی نداره .
    می شه راهنماییم کنید که ازکجا می تونم اقدام کنم؟

    با سپاس

  39. آناهیتا said, on ژانویه 18, 2008 at 8:36 ق.ظ.

    حال خودت گرفتست حال ما رو هم میگیری؟
    جرات داری خداحافظی کن!
    حال منم گرفته شد
    😦

  40. شما رو نميدونم دكتر جان اما خودمو ميدونم كه عادت كردم 4 سال و اندي وبلاگ نوسي برام شده يه عادت اصلا يه دنياي ديگه است… تو اين دنياي مجازي اونجوري كه هستي زندگي ميكني. لازم نيست وقتي ناراحتي ماسك خوشي بزني. چون قرار نيست براي ديگرون زندگي كني. هر وبلاگ يا سايتي رو باز ميكني ميتوني اگه حتي از ظاهرش هم خوشت نيومد ببنديش و بري سراغ يكي ديگه. ئ صاحب وبلاگ هم ناراحت نميشه كه چرا اومدي و نخونده رفتي… اما تو دنياي واقعي مجبوري اون چيزايي رو كه نميخواي بشنوي با كساني كه حتي دوزار هم قبولشون نداري هم صحبت شي. حرفاي خسته كننده و تكراري شونو بشنوي و سر تكون بدي يا حتي تاييدشون كني اما اينجا خودتي… لازم نيست اگه مطلبي به مزاقت خوش نبود الكي به به و چه چه بگي… من حتي به خوندن وبلاگهاي دوستاني كه نميدونم اسم واقعيشون چيه عادت كردم. يه جوري گره خوردم تو زندگي هاشون. با مشكلاتشون… بيماريهاشون…. خوشي هاشون…. و باور كنيد كه اين دنيا مجازي با تموم اشكالاتي هم كه ممكنه داشته باشه براي من بهترين معلم بوده… فكر كنم رفتن و رها كردن يه جور اشتباهه..

  41. سینا said, on ژانویه 18, 2008 at 2:15 ب.ظ.

    مزیدی جان چیزی که من و عده ی بیشتر خوانندگانت میخوایم مطالب تخصصی در مورد IT هستش، نه اینکه تو چند سال پیش در وصف دوست دخترت اومدی شهر گفتی بیای اینجا بنویسیش. تو تخصصی بنویس ولی ماهی یه پست بزن مشکلی نداره. مطلبی رو هم که بهت قول داده بودم (شیوه نوین تبلیغات) الان تو پارسیش قابل دسترسه. نمیخوام بگم خیلی بارم میشه، نه من هیچی بارم نیست ولی این مطلبیه که من می پسندم.
    http://www.parsish.com/web20/web2-bubble/

    موفق باشی مزیدی گل.

  42. راستي وبلاگ قبلي تون برت من فيلتر نيست

  43. bizbloger said, on ژانویه 18, 2008 at 7:31 ب.ظ.

    مزيدي عزيز!
    وبلاگ نويسي فوتبال حرفه اي نيست كه بخواهي در اوج رهايش كني! اين بخشي از زندگي است! اينكار مثل اين است كه بخواهي غذا خوردن را در اوج رها كني! اگر غذا خوردن ابزاري براي رساندن غذا به بدن است، وبلاگ نويسي هم ميتواند ابزاري براي رهايي از دغدغه ها، بيان آرزوها و هر چيزي مثل اين باشد. البته وبلاگ نويسي اصالت ذاتي ندارد براي اينكه اگر هر ابزار ديگري مثل خواندن رمان ( مثل همين ها كه مرا هم به وسوسه خواندنشان انداختي!) همين نتيجه را برايت دارد به آن برس!!! مهم اين است كه حال خوبي داشته باشي و در مسير درست حركت كني! اين همان كاري است كه خيلي حرفه اي تا بحال انجام داده اي!

  44. ayyoob110 said, on ژانویه 18, 2008 at 8:09 ب.ظ.

    شما مگه فوتبالیستی که خداحافظی کنی؟ تازه فوتبالیستاشم خداحافظی تو کارشون نیست!!! فکر کنم شما خودتون هم کمی مایوس شدید وگرنه بین اون همه کامنت محبت آمیز اون یکی رو انتخاب نمیکردید! شما به حمایت وردپرسیها نیاز دارید! ما با شمائیم مطمئن باشید

  45. البرز said, on ژانویه 19, 2008 at 1:16 ق.ظ.

    به نظر، همه دارن باهات تعارف تیکه پاره میکنین اون هم از نوع اصیل ایرانی.
    نه با رفتنت دنیای وب دچار مشکل میشه و نه با موندنت جای کسی تنگ .
    فعالیت در اینجا در کنار شغل خوب طبابت بیشتر از دیگران خود تو را ارضا میکنه .
    مسئله کاملا شخصیست. رای گیری و نظر خواهی هم یک بازیه که حس خود شیفتگی آدم را راضی میکند.این نظر حقیر بود خواه پند گیر خواه ملال

  46. فراز said, on ژانویه 19, 2008 at 4:21 ق.ظ.

    چاکر دکتر مزیدی
    ای بابا شوما که روشنفکر جامعه هستی چرا سریع تهییج میشی ؟؟
    با با جان اینا همش زیر سر علیرضا مجیدی نویسنده یک پزشک هست . میخواد با این نوشته ها دودت کنه بری هوا . واسه خودش جا واز شه
    از ما گفتن بود . بای

  47. Sanat said, on ژانویه 19, 2008 at 4:23 ب.ظ.

    کوکا شما امنیت می خوای؟ مو دو سه تا بچه ها آبودان بفرستم اونجا؟
    کوکا تو خو بخوای خداحافظی کنی بری… مو هم وبلاگمو می بندم! اصلا فکرشم نکن.

  48. grayidea said, on ژانویه 19, 2008 at 5:26 ب.ظ.

    سلام دكتر!!! جان ! علامتهاي تعجب براي اين بود كه من مطمئن نيستم كه شما دكتر باشيد ! و از اين موضوع بگذريم افسردگيتان را درك مي كنم و برايتان فلوكسيتين تجويز مي كنم كه خيلي دوست داريد !!!
    من تا به حال 47 كامنت يك مطلب را با هم نخوانده بودم ولي اينبار با يك همت عالي همه موارد را خواندم تا ببينم كساني كه به نوعي برخيشان دوست من هم هستند چه نظري داشتند و متعجب شدم كه اكثرا مي گفتند ادامه بده و كمي استراحت كن و …. اما
    اما به نظر من شما نوشتن را فقط براي نوشتن دوست نداشتيد بلكه عاشق افزايش امار و بينندگاني بوديد كه شما را دكتر جان خطاب كنند و هر روز مثل يك عادت به شما سر بزنند تا افاضاتتان را بخوانند ! چون اگر فقط نوشتن را دوست داشتيد براي ادامه آن به نظر ديگران ادامه نمي داديد و اگر هم از مخابرات ناراحت بوديد روي كاغذ به نوشتن ادامه مي داديد نه اقدام به يك نظر سنجي كنيد و بخواهيد توجه جمع كنيد !
    اگر شما واقعا نمي خواستيد بنويسيد ديگر نمي نوشتيد ! همين ! من خداحافظي ر اوجي نمي بينم چون به نظر من در وبلاگ نويسي هيچ اوجي وجود ندارد مگر آنكه اوج را با متغييرهاي احمقانه اي مانند آمار بازديد كنندگان و يا تعداد كامنت ها برآورد كنيد !
    اميدوارم كه از انتقاد من نرنجيده باشيد چون فكر مي كنم بر خلاف سايرين منصف بودم و نه احساسي !!
    مهرنوش محتشمي

  49. […] مزیدی, وب2, وردپرس, اجتماعی, روزانه …چند روزیه که این مطلب روی لحظه لحظه روزمرگی ام تاثیر گذاشته… انگار یه نفر […]

  50. Bamdadi said, on ژانویه 19, 2008 at 8:06 ب.ظ.

    دکتر جان،‌ من هم مث واقعا حوصله به خرج دادم و همه کامنت‌ها رو خوندم. به نظرم حرف مهم و اساسی رو همون اول «یک پزشک» گفت. شما «هوش اینترنتی» بالایی داری یعنی «روندها»‌ رو خوب تشخیص می‌دی و بلدی به زبان ساده به کاربران وبلاگستان منتقل کنی. جالبه که دوستی پیشنهاد کرده بود که از عکس توی وب‌لاگت استفاده کنی. البته حرفش درسته ولی نکته جالب اینه که شما بدون استفاده از عکس و فقط به کمک بیان شیوا و واضحی که از موضوعات فنی داری تونستی با مخاطب خودت ارتباط برقرار کنی. این توانایی رو کمتر کسی داره. انتقال مفاهیم «وب نوین» و گسترده کردن افق دید کاربران ایرانی کار خیلی مهمیه ، اگر چه متاسفانه «جماعت برگزیده»‌پاسخ شما را با قیچی ســا…نــ.ــس.ور می‌ده.

    من حتی یک لحظه هم در این‌که شما وب‌لاگ نویسی و وب‌لاگستان رو ترک نخواهی کرد تردید نداشتم. شاید دلیل این‌که این‌همه دیر می‌نویسم هم همین بوده. اما بگذار یه چیزی رو بگم که مطمئنم نظر خیلی از بچه‌های وبلاگستانم هست: اصلا مگه دست خودته جونم! باید بمونی! ما نمی‌ذاریم جایی بری…;)

  51. علی said, on ژانویه 19, 2008 at 9:18 ب.ظ.

    دکتر حسی که به بقیه نسبت به مطالب دست داده بود به منم دست داده بود ولی نمی خواستم باورش کنم. می دونم که می تونی مطالبی بهتر از مطالب وبلاگ قبل بنویسی ولی بهت حق می دم که نگران دردسرهای دنیای واقعی هم باشی. ما دوست داریم که وبلاگ مزیدی باشه اگرچه به مزیدیn برسه اما خودت بهتر میدونی چیکار کنی.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: