وب2010

نقدی بر فيس بوك

Posted in وب 2 by mhmazidi on اکتبر 27, 2007

مقدمه: در نوشته قبلي آوردم كه اگر كسي تمايل دارد در مورد مبحث فيس بوك مطلبي ارائه كند حاضرم آن را در همين وبلاگ منتشر كنم. اولين نوشته ارائه شده به بنده نه در تاييد بلكه در نقد فيس بوك است.تقديم مي‌شود به شما. نقد زير را نقد نخواهم كرد.تنها در پايان توضيح كوتاهی در مورد نويسنده محترم اين مطلب خواهم داد:

 

پلت فرم بودن عامل موفقیت نیست!

تو هر تحلیلی که در مورد دلیل موفقیت فیس بوک(Facebook) دیدم،پلت فرم بودن رو عامل اصلی و به نوعی تنها عامل موفقیت دونستند.در صورتی که پلت فرم بودن فیس بوک تنها عامل موفقیت اون نیست.ما نمونه های زیادی داشتیم که پلتفرم بودن و به این موفقیت نرسیدن.
Netvibes با وجود پلتفرم بودن به شهرت آنچنانی نرسید(هر چند پیشنهادات چند میلیون دلاری داشته).
PageFlakes هم کاملا شرایطی شبیه به Netvibes داره که خیلی کمتر موفق شد.
Google IG قطعا خیلی کم اسم این مورد رو شنیدید! Google IG هم بخشی بود که می تونستید برای اون برنامه هایی بسازید.با این که قدرت بزرگی پشت اون بود،سر و صدای خاصی نداشت! نسبت به سرویس های دیگر گوگل کمترین اهمین رو داره(گوگل IG همون شخصی سازی صفحه ی اصلی گوگل که می تونید از برنامه هایی که براش ساختن استفاده کنید و تو صفحتون اونها رو قرار بدید)

به عنوان یک طراح سایت و برنامه نویس اعلام می کنم ایجاد پلتفرم سخت نیست(منظور فراهم کردن امکان ساخت ابزار)! هر سایتی می تونه یک پلتفرم باشه و امکان ساخت برنامه برای خودشو ایجاد کنه.MySpace قرار به زودی پلتفرم بشه و امکان ایجاد برنامه و ابزار براش مهیا می شه.یعنی تمام برنامه هایی که برای FaceBook ساخته شده،برای MySpace هم ساخته می شه.با عظمتی که MySpace داره یعنی باز هم Facebook حرفی برای گفتن خواهد داشت؟
به این نکته هم توجه داشته باشید که Facebook محیط جالبی داره.بنده عقیده دارم بیشتر از مسائل تخصصی،مباحث روانشناسی در موفقیت سایت تاثیر داره.تو ایران به تعداد وبلاگ ها،سرویس وبلاگ دهی داریم(!).برای مثال سرویس پارسی بلاگ(Parsiblog) رو با بلاگفا مقایسه می کنیم.پارسی بلاگ یک سرویس با امکاناتی 10 برابر بلاگفا.از نظر سابقه پارسی بلاگ کمتر از بلاگفا دچار مشکل شده! از نظر سادگی هر دو مثل هم هستند و تفاوت خاصی ندارن.ولی وقتی به یک تازه کار آدرس هر دو سرویس رو میدید،بلاگفا رو انتخاب می کنه.چرا؟ جواب دقیقی به این سوال نمیشه داد.
Facebook محیط جالبی داره.محیط دوستانه و صمیمی.خود شما هم نمی دونید چرا از ظاهر Facebook خوشتون اومده.به عنوان یک طراح سایت،بعد از 5 سال طراحی به هیچ نتیجه ای نرسیدم که بدونم چه نوع سایتهای موفق می شن! هیچ پیش بینی در دنیای وب ممکن نیست.برای مثال همین دکتر مزیدی معروف پیش بینی کرده که فیس بوک در آینده رقیب مایکروسافت و گوگل خواهد بود.ولی چطور پیش بینی کردند؟ فقط به خاطر پلتفرم بودن فیس بوک!!؟ یک مورد وجود داره،فیس بوک خلاقیتی نداشته! زمانی اومد که MySpace،Bebo و … وجود داشتند.یک شبکه ی اجتماعی جدید که با ایده دزدی موفق شد.Myspace رو شبیه سازی کرد،اون رو تبدیل به یک پلت فرم کرد.پلتفرم به طور خلاصه و ساده یعنی چیزی که امکان ساختن Add-on یا همون افزونه رو داشته باشه.مثل ویندوز! شما برنامه Photoshop رو روی ویندوز نصب می کنید.چون ویندوز یک پلتفرم است!
اهمیت پلتفرم در این مثال روشن می شود.اگر ویندوز یک پلت فرم نبود چی می شد؟ شما در ویندوز می خواستید چی کار کنید؟ بدون برنامه های جانبی،بازی ها و … ویندوز چه ارزش و استفاده ای دارد؟ هر چند پلتفرم بودن در ذات کامپیوتر است(خود رایانه پلتفرمی است که برنامه هایی بر روی نصب می شوند)
پلت فرم بودن با اهمیت است ولی دلیل قطعی موفقیت نیست.حداکثر ارزشی که برای پلتفرم بودن سایت می تونیم پیش بینی کنیم این جمله است که شاید در آینده صحیح باشد: هر وب سایتی که پلتفرم باشد موفق نیست،ولی وبسایتهای موفق پلتفرم هستند.
بحثی که پیش میاد اینه که مردم چه نیازی دارن که یک سایت تعداد زیادی ابزار داشته باشه؟ یعنی پلت فرم باشه؟ خود اینترنت و دنیای سایتها یک پلتفرم است.خود سایتها ابزارهایی هستند که برای این پلتفرم(وب) ساخته می شوند.حالا منطقی است و نیاز است که زیر پلتفرم بسازیم؟ آیا این قدر این زیر پلتفرم مهم است که بعضی افراد آن را حتی آینده ی وب می دانند؟

 

تكمله: نويسنده اين مطلب يكي از خوانندگان محترم اين وبلاگ است به نام «كوشا نخعي».اگر اشتباه نكنم اولين بار كوشای عزيز در كامنت يكي از مطالب اين وبلاگ برايم نوشت كه شما ديگر در مورد برنامه‌نويسي چيزی ننويس چون سواد لازمه را نداريد.در همانجا دلايل مخالفت خودم را با اين نظر ايشان نوشتم. بعدها در چند نوبت كوشاي عزيز نقدهایی بر نوشته‌های من وارد كرد.برآورد من اين است كه من و كوشاي عزيز دارای اختلافات عميقي هستيم در نوع برداشتمان از مسايل مختلف مرتبط با وب، اوپن سورس و بطور كلی مسايل مرتبط با آی‌تی. آخرين نمونه آن نيز همين مطلب است كه خدمت شما ارائه شده است.

هدف از ذكر اين مطلب اين است كه بگويم  اولا بينهايت خوشحالم با اينكه ايشان هنوز نويسنده اين وبلاگ را از نوشتن در مورد برنامه‌نويسي نهي مي‌كنند، اما خوانندگان وبلاگ را قابل دانستند تا با نظرات خودشان آشنا كنند. ثانيا تقريبا با تمام مسايل ذكر شده توسط ايشان در اينجا و موارد قبلي اختلاف ديدگاه ريشه‌ای دارم. با اينحال ايشان نيز همچون تمام عزيزان ديگر مي‌توانند ديدگاه خود را بيان و منتشر كنند.كساني كه تمايل دارند نقد من را بر ديدگاه‌های كوشای عزيز – و دوستان مشابه – بدانند كافي است جستجويي در آرشيو همين وبلاگ انجام دهند.

اگر هم حوصله جستجو نداريد شايد بتوان اينگونه مطلب را ساده‌سازی كرد: گرايش من – و امثالهم- بيشتر به تفكر open source  است و گرايش عزيزاني چون كوشا به سمت close source ( كه البته هركدام مزايا و معايبي دارد). در هر صورت كوشاي عزيز مي‌تواند سمبلي از قشر وسيعي از برنامه‌نويسان حال حاضر ما باشد. به همين دليل بايد بر روی نگرشهاي او  بيشتر تامل كرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: