وب2010

سیگار كشیدن

Posted in وب 2 by mhmazidi on اکتبر 11, 2007

خانوم/آقا جان! من از امروز عشقم كشيده سيگار بكشم ؛ به هيچ بني بشری هم مربوط نيست بنده مي‌خوام چكار كنم: 1-پزشك هستم همه مضرات سيگار رو هم واردم و مي‌دانم چه چيزی در آينده انتظار من را مي‌كشد. 2- سن من قانوني و بالای 18 سال است. 3-پول سيگار را هم از جيب خودم مي‌دم نه از كار و زحمت ننه،بابام!

اين از اين!! اما؛ من ِ سيگاری، آدم كه هستم؟ شعور كه دارم؟ انصاف چطور؟؟ آقا جون جسم خودم هست؛ پول خودم هست مي‌خوام آتيش بكشمش!! به هيچ احد الناسي هم مربوط نيست.ولی در كنارش چند نكته را هم رعايت مي‌كنم:

1- از همين الان-هنوز شروع نكرده- خبر دارم و مي‌بينم – كه در دوران طبابم نمونه‌های فراوان ديدم- روزی خواهد رسيد كه برای يك قلپ هوا  له له مي‌زنم.اونقدر جوانمرد/شيرزن هستم كه آن روز به اطرافيان خود بخصوص كادر پزشكي گير الكي ندهم.وقتي كه روی تحت ICU بستري هستم نامردی نمي‌كنم و نفس تنگي خودم را به كم كاری پرستارها نسبت نمي‌دهم و غر نمي‌زنم.به دكترها هم سفارش مي‌كنم اگر زرت و زورت زيادی كردم از همون طبقه پرتم كنن پايين!!

2- اما در مورد الان: من مي‌خوام بدن خودم را آتيش بزنم.همانطور كه دوست ندارم ديگران ونگ ونگ كنند طبعا من هم آزارم به كسي نبايد برسد. پزشكهای ابله يك چيزی را فهميدند و افشاء كردند به نام « passive smoker ». يعني چي؟ يعني وقتي كه من دارم فرت و فرت سيگار مي‌كشم اون دود لامصبش بيش از اون كه برای بدن من ضرر داشته باشه، به بدن اطرافيان من ضرر مي‌رسونه!!! حالا چرا و چطوريشو برين از دكترتون بپرسين! پس لااقل اينقدر فهم و شعور دارم و يك الدنگ عوضي نيستم كه بشينم با دود سيگارم مردم را عذاب بدهم.مي‌روم در جايي كه موجود غيرسيگاری نباشه و با هر پك سيگار حالشو مي‌برم.

3- وقتي هم يكی بهم ميگه آقا من آسم دارد يا حساسيت دارم، سيگارمو خاموش مي كنم ، ان هم نه به دليل اين كه موجود باشخصيتي هستم و به حقوق اجتماعی احترام مي‌گذارم! نه!! فقط به اين دليل كه بهم حال نمي‌ده، موقع حال كردن من ، كسي ضدحال بخوره!

4- بعدشم! من سيگاريم!! موجود آنتی‌ سوشيال (ضد اجتماعی ) كه نيستم. احمق كه نيستم!! از پشت كوه هم نيومدم.مي‌دونم كه وقتي سيگار مي‌كشم پس مونده‌اش را بايد جايي ببرم.

در مجموع مي‌خوام اينو بگم: حوصله ندارم گزك بدم دست بقيه! سيگار مي‌كشم، حالشو مي‌برم.به هيچ‌كسي هم مربوطه نيست.اما نه به قيمت آزار ديگران.

لازمه بازم در مورد تفكرات سيگاری خودم توضيح بدم؟؟

 

پس نوشت: از كامنتها احساس كردم كه دوستان ممكن است متوجه طنز موجود در نوشته نشده باشند.بنده شكر مي‌خورم سيگار بكشم!! اينجا «من» در حقيقت «من ِ راوی » است، نه مزیدی در دنياي واقعی! كه ريه‌هايش اندازه ريه‌های همستر گنجايش ندارد! 🙂

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: