وب2010

شركتهای وب

Posted in وب 2 by mhmazidi on اوت 20, 2007

نوشته قبلي من در مورد گوگل-ادوبی با كامنتهایی همراه بود كه احساس كردم بهتر است ديدگاه خود در مورد وضعيت اقتصادی شركتهای وب را در اينجا وارد كنم.اين موضوع با كامنت بسيار خوبی كه سيفی‌نياي عزيز در انجا گذاشت در من بيشتر تقويت شد(بنظرم يك وبلاگ‌نويس متفكر ديگر، به جمع وردپرسي‌ها افزوده شده).

همه ما نسبت به شركتهای وب علايق و نگرانيهايي داريم.مثلا من عاشق گوگل هستم- سرويسهای ياهو  را دوست ندارم و… علايق شما ممكن است كاملا برعكس باشد.نگرانيهايمان تقريبا يكسان است: نگرانی از بوجود آمدن يك ديكتاتور در وب كه تمام كارهای كاربران در كنترل ان باشد.گوگل و مايكروسافت بيش از بقيه در معرض اين اتهام هستند.هيچ‌كدام از اين موارد غلط نيست.اما…

اگر مي‌خواهيم يك view كلی از اقتصاد و وضعيت حاكم بر بازار وب و شركتهای وبي در ذهن داشته باشيم بايد واقعيتها را در نظر بگيريم.در يك ديد بسيار وسيع، بايد تمام اتفاقات را در بستر پديده «جهانی‌سازی globalization»  ارزيابي كنيم.اينجا بحث بر سر خوب يا بد بودن جهانی سازی نيست بلكه ان چيزی است كه در دنياي اقتصاد و صنعت كنوني جهان در حال رخ‌دادن است. از همين‌جاست كه شعار هميشگي اين وبلاگ مفهوم مي‌يابد:  think global,act local

تمامی صنايع پيشرفته روز، از اين پديده متاثر شده‌اند.يكي از ضرورتهای جهانی‌سازی اين است كه نياز به شركتهای بزرگ و چند مليتي احساس مي‌شود.نمونه‌های خريد و ادغام بسياری در صنايع موبايل-ماشين‌سازی-آ‌‌ي‌تی‌-هواپيمايي و … را در خاطر داريد. چون به همراه بزرگ شدن اين شركتها، تمايل به رفتارهای ديكتاتور منشانه افزايش مي‌يابد.بهمين دليل قوانين آنتی‌تراست درغرب ( و بخصوص امريكا) سرسختانه پيگيری مي‌شود. اما اين قوانين از بزرگ شدن كمپاني‌ها جلوگيری نمي‌كنند.

همانگونه كه دوست خوبم سيفي‌نيا در كامنت مطلب قبلي توضيح دادند، يكي ديگر از ملزومات جهاني‌سازی اين است كه يا تبديل به كمپاني بزرگی شويد يا اين كه بصورت كاملا تخصصي بر روی گوشه‌ای از بازار كار كنيد.بهمين دليل است كه امروز شركتهای متوسط عملا در حال ناپديد شدن هستند.در دنياي آي‌تي نيز همين اتفاق در حال رخ دادن است.از يك طرف شركتهایی مثل گوگل و مايكروسافت در عرصه وب، روز به روز در حال بزرگ شدن هستند و در طرف ديگر بازار هر روز شركتهایی كوچك با كمترين امكانات و تعداد، اما با ايده‌هایی نو وتازه ظهور مي‌كنند(مثل يوتيوب-فليكر و..). در نتيجه بازار – در عرصه جهانی – دو قسمت مي‌شود: در يك سر كمپاني‌های عظيم هستند كه باهم رقابت مي‌كنند و در سر ديگر  تعداد زيادی شركتهای كوچك-اما پر انرژي. در اين حال كمپانيهای‌بزرگ برای اين كه در رقابت با رقباي خود پيروز ميدان باشند، گاه احتياج به خريدها يا تغييرات بزرگی دارند.خريد 2 ميليارد دلاری اخير گوگل يا 6 ميليارد دلاری مايكروسافت در همين چارچوب قابل توضيح است.

چند ماه قبل در جایی خواندم- متاسفانه نمي‌دانم آنلاين يا آفلاين- كه در آينده تنها 5 شركت بزرگ وب وجود دارد و بقيه همه شركتهایی ريز و كوچك خواهند بود.نويسنده آن 5 شركت را اينگونه اعلام كرده بود: گوگل-مايكروسافت-ياهو-ebay و آمازون.  اگرچه معتقدم اين تعداد و نامها حتما تغيير خواهند كرد( همانگونه كه مي‌توان به غولی چون FOX -صاحب مای‌اسپيس- فكر كرد و…)، اما در طول اين مدت روند كلی وب را در همين راستا ديده‌ام.

در ساير عرصه‌های صنعت و اقتصاد جهانی نيز همين اتفاق در حال رخ دادن است:كمپانيهای جهانی اتوموبيل سازی كمتر از 10تا هستند؛ بازار موبايل در اختيار 5-6 كمپاني عظيم است؛كمپانيهای نفتي چند مليتي كمتر از 10 كمپاني هستند و… 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: